من یه خاله دارم بچه بزرگش دختر شد دومی هم وقتی فهمید دختره زار زار گریه میکرد کهدچرا شده دختر حالا جاریهام بهم طعنه میزنن.مامان منم همش دلداریش میداد من خودم بچه بودم.گدشت تا چند سال بعدش ناخواسته باردار شد بازم گریه و زاری که اکه بازم دختر شد چیکار کنم تا رفت سونو و فهمید بچش پسره کلی خوشحال شدیم همگی چون خیلی پسر دوس داشت تا اینکه بچه به دنیا اومد و بعد از ده روز فهمیدن کم کاری تیروئید داره من با خالم میرفتم درمانگاه اون یکی دخترشو که کوچیک بود نگه میداشتم خالم گریه مبکرد که چیکار کنم با قرص خوب میشه تا بعد تقریبا یه ماه فهمیدن بچه سندرم داون داره وقتی منو مامانم رفتیم اونجا کلی گریه کرد و همه واقعا ناراحت بودیم خالم میگفت کاش اینم دختر میشد و سالم و خدا یه پسر اینجوری بهم نمیداد.خلاصه بچه هم سندرم داون داشت هم ناراحتی قلبی و بعد از دو سال دقیقا چند روز مونده بود به تولد دو سالگیش بچه از دنیا رفت.
به نظر من اینا همش دلیل ناشکری خالم بود .حالا حسرت میخوره کاش اونم دختر میشد و سالم میبود و برام میموند.
خیلیا تو حسرت یه بچه موندن .خیلا هم تو حسرت یه بچه سالم
من خودم دو تا دختر دارم و خدا رو شکر میکنم که سلامتن .ناشکری نکنید
این بچه هایی که مریضن رو ببینید اون موقع متوجه میشید دختر و پسر نداره .