2777
2789
عنوان

بغض کردم...😢

575 بازدید | 55 پست

شوهرم عمل داره امروز اینهمه آماده شدیم باباش با ماشین اومد دنبالمون  حالا ک رسیدیم خواستم پیاده شم باباش میگه نه بشین تو ماشین بیای چکار کنی خودم میرم کاراشو انجام میدم 

فقط بخار اینکه نگهبانی ماشین عتیقه شو بدم مرده شور خودش و ماشینشو ببرن😒

به زور جلو خودمو گرفتم اشکام نیاد

مثلا انقد محڪمــ بغلم ڪنے که ترڪ خوردگےِ های قلبم بچسبه به همـ :)🖤

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

وا خب این اونقدرا هم نارحت کننده نبود ک بخواد اشکت دربیاد

چرا من خواستم تا موقعی ک شوهرم میره اتاق عمل پیشش باشم اینهمه آماده شدم اومدم ک نگهبانی ماشین بدم؟؟😒

مثلا انقد محڪمــ بغلم ڪنے که ترڪ خوردگےِ های قلبم بچسبه به همـ :)🖤
سریع کوتاه نمیومدی. بهر حال شوهرته. فردا طلبکار میشه که چرا نیومدی

شوهرمم بهش گفت بزار بیاد میگفت نه کاراتو انجام دادم بعد میفرستمش بیاد پیشت😒

مثلا انقد محڪمــ بغلم ڪنے که ترڪ خوردگےِ های قلبم بچسبه به همـ :)🖤
میگفتی میخوام تو این لحظات پیشه شوهرم باشم خودم کاراشو انجام میدم نمیتونم تو ماشین بشینم

چکار کنم بخدا دلم طاقت نمیاره...😭😭

مثلا انقد محڪمــ بغلم ڪنے که ترڪ خوردگےِ های قلبم بچسبه به همـ :)🖤
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز