🌺🍃🌺
ای صمیمی !
ای دوست !
گاه وبی گاه،
لبِ پنجره ی خاطره ام می آیی...
دیدنت ،
حتی از دور ؛
آب بر آتشِ دل می پاشد.
آنقدر تشنه ی دیدارِ توام ،
که به یک جرعه نگاهِ تو قناعت دارم !
دلِ من لک زده است...
گرمیِ دست تو را محتاجم ،
ودلِ من به نگاهی از دور ؛
طفلکی می سازد.
ای قدیمی ،ای خوب !
تو مرا یاد کنی یا نکنی ،
من به یادت هستم ؛
من....
صمیمانه به یادت هستم...
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺

حمید_مصدق#