سلام .
چهارشنبه یه اتفاقی افتاد شوهرم با مادرش بحثشون شد..تو بحث حرفایی بدی بهش زد گفت دیگه پامو نمیزارم. بیایی در خونمون ام در وا نمیکنم....(البته اینم بگم تقصیر از مادرشوهرمه)خلاصه امروز صبح بهم زنگ زد گفت حال شوهرت خوب شد..گفتم خوبه بهتره..گفت تو چطور باهاش زندگی میکنی..گفتم ما خیلی باهم خوبیم اصلا اینجوری نیست که فک میکنی.گفت نه از اولشم همین بود ...بعد گفت میخواییم بیاییم اون سمت گفتم خونه ما ام میایی گفتش اره با اینکه شوهرت گفته منو راه نمیده برام در باز نمیکنه میخوام بیام...گفتم عصبانی بود اینو گفت شما بیا قدمتون رو چشم....بعدش گفت اره من از اونجور مادرشوهر نیستم که پسرم یچیز گفت عروسم بزارم کنار من دوست دارم قربون چشای خوشگلت .😁از این حرفااا ......😁😁😁البته از سیاستش😞
حالا من به شوهرم گفتم فردا مامان.میاد خونمون گفت برای چی میاد من در باز نمیکنم😨😱...گفتم اینجوری نمیشه زشته ..شوهرم میگه من حرف زدم رو حرفم هستم..
خب من الان چیکار کنم شوهرم ادمی که حرف بزنه حرفه....من فک میکردم اون موقع عصبانی تو عصبانیت یچیزی گفته ولی مثل اینکه واقعا قطع رابطه کرده😒