2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
سارای عزیزم دیدی وقتی میری خونه خودت هیچ کس بهت نمی گه خوش اومدی چون خونه خودت هست , دوستان هم منظورشون همین بود اینجا خونه خودته نیازی به خوش آمدگویی نیست عزیز دلم . نباید اینقدر حساس باشیم . من دنیای شاملو را با هیچی عوضش نمی کنم و دارم از این تاپیک لذت می برم این کم چیزی نیست . سعی کن تو هم لذت ببری.
قربون دل مهربونت برم من که الان ناراحته, دوست گلم بهتره این رسمها تو دنیای مجازی برات اهمیتی نداشته باشه و سعی کنی راحت باشی . منتظر پستهای جدیدی ازت هستم . میدوستمت دوست جون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آی عشق آی عشق ...




همه
لرزش دست و دلم ازآن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد

آی عشق!آی عشق!
چهره آبی ات پیدا نیست

و خنکای مرحمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون

آی عشق!آی عشق!
چهره سرخ ات پیدا نیست

غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
دنج رهایی
بر گریز حضور

سیاهی بر آرامش آبی
و سبزه برگچه بر ارغوان

آی عشق!آی عشق!
رنگ آشنایت
پیدا نیست!
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
یکی زود به ستوه می آید
زود می رنجد
زود میرود
زود بر میگردد


یکی به ستوه نمی آید
نمیرنجد
دیر میرود
بر نمیگردد!!


نگاه جون من حرف دلمو زدم.آدم اگه اهل دل باشه نمیتونه حرف دلشو نزنه.کسی که اهل شعر و هنر باشه روحیه اش بخواهی نخواهی حساسه.من بیشتر ازین جو اینجا رو خراب نمیکنم.ممنونم ازت.
خداحافظ

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
سارای عزیز

من 5 صفحه ی آخر رو مو به مو گشتم .چیزی پیدا نکردم که نشاندهنده ی این باشه که تو جو رو بهم ریختی !!! موضوع چیه دوست من ؟
هر چند قبل از این هم عرض کرده بودم
اینجا رسم بر اینه هر کس میاد خوش میاد
هر کس هم میره خوش میره :)
امیدوارم خوش بری و برگردی دوباره.

از شعری که برای من نوشتی بسیــــــــــــــــــــــــــــــــــار ممنون . خیلی دوق بند شدم.


به قول سعدی :

رأی, رأی توست ... خواهی قهر و خواهی آشتی
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
فافا

این بحث یکی بود یکی نبود مدت هاست که ذهن من رو مشغول کرده ... تو زندگی خود من همیشه یکی بود و یکی نبود
هیچ وقت نشد 2 تا بود ! دیشب دیگه انقدر این یکی بود یکی نبود بهم فشار آورد که نوشتمش
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
تا مریمناز خوابه داستان کوتاه چینی ترجمه شاملو رو تایپ میکنم براتون :


ماهی نظر کرده



بر سر راهی در بیابان , درخت افزایی بلند , قد برافراشته بود. افرای کهن سالی که از بسیاری ِ عمر , میانش پوسیده و در آن حفره یی پدید آمده بود که چون باران فرو میبارید از آب انباشته میشد.
باری, روزی ماهی فروشی که تجارت ماهی میکرد و ماهی زنده یا نمک سود از شهری به شهری میبرد به کنار افرای پیر رسید. لختی در سایه ی آن بنشست و چون حفره ی پرآب را در میان درخت بدید به وسوسه ی دل , ماهی کوچکی از انبان ماهیان خود درآورده و در حفره ی درخت افکند و به راه خویش رفت.
مگر رهگذری آن ماهی را در حفره بدید و حیرت کرد که لاجرم معجزتی صورت گرفته است.
دیگران نیز چنین گفتند و دیری برنیامد که از چارجانب , خلق بسیار بر افرای کهن سال گردآمدند با نذرها و نیازها. آن جایگاه, جایگاهی نامی شد . تا آنکه ماهی فروش از آن سفر که کرده بود به جانب شهر خویش بازگشت و بر آن افرا بگذشت, و خلایق بدید و آن ماجرا بدانست. بخندید که : بوالعجب خلقی کخ شمایید ! این ماهی من به حفره درافکندم!
آنگاه قلاب بیفکند و ماهی بگرفت و در انبان نهاد و به راه خویش رفت.

چوانگ-چه-نوءو
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز