2777
2789
عنوان

غم مامانم

404 بازدید | 21 پست

بچه ها سلام من دوسال پیش بابامو ازدست دادم تو سن ۵۲ سالگی بود و بخاطر بیماری فوت کرد اینکه عاشقش بودم و اخر دنیاست برام بماند غم تنهایی مادرم داره داغونم میکنه .۱ ساله عروسی کردم ولی روز خوش ندارم بخاطر تنهایی مادرم اینم بگم ی داداش ۱۸ ساله دارم ک بیشتر اوقات وقتشو با دوستاش میگذرونه یا سرکاره و مادر من تنها تو خونه .بخدا خیلی دلم‌گرفته همش دلواپس بیشتر اوقات میرم اونجا ولی همیشم نمیشه رفت اخه خودمم زندگی دارم ب نظرتون چیکار کنم ؟

تاخدا رو دارم غم ندارم .خداجون شکرت 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نزدیکش خونه بگیر شوهرت که میره سرکار باهم بگذرونین ولی شوهرت میاد دیگه کمش کنین ،عذرمیخوام میگم ولی اگه مادرتون موافقه با سِنی که گفتین بهترین گزینه ازدواج مجدده براشون

  ❤️لایکم نکن مهربون❤️  

خدا رحمت کنه پدرتون رو برای مادرتون سرگرمی ایجاد کنید مخصوصاً کلاس قرآن که همسن سال خودشون باشه و کلاس یوگا هم خیییییلی خوبه

و شاید در جهان دیگری به جای زنده ماندن زندگی کردیم............

اجازه بده خودش عادت کنه و با خودش کنار بیاد. تنها کاری که تو میتونی انجام بدی اینه که گاهی ببریش روضه. مسجد. جایی که هم سن و سالاش بیشتر باشن تا کم کم عادت کنه و تو خودتو کنار بکشی. و یا بچه دار شی و سرگرمش کنی.

حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی  حیف از کسی که رنج برد بهر ناکسی..... 
عزیزم منم شرایطه تورو دارم.زندگیمو بوسیدم گذاشتم کنار با مادرم زندگی میکنیم. اصلا ۱ ثانیه هم نمیتون ...

پس شوهرت چی اون از این موضوع ناراحت نیس

ب قول یار قدیمیم 😍زندگی افسانه 😍افسانه هاست 😍هر کی دلبند به اوست😍دیوانه ی دیوانه هاست 
2790
2778
2791
2779
2792