خواب دیدم ک بانامزدم جایی میریم مثل خونه ویلایی یااداری بزرگ ک توش چندتانگهبان داره صاحبش دوس نامزدمه
ماهم دم درش ازنگهبانش میپرسیم ک هست طرف میگه نیس
بعدنظرش رومن بدبودمیخواس دس درازی کنه ومن زودفهمیدم ب نامزدم گفتکبدوبریم اون نگهبان هم مارودنبال کردماشینمون ازکلی جاهاپریدوباسرعت ویه جا افتادنفهمیدم میتونس حرکت کنه یانه
بعدیهوبازخواب دیدم
داخل یه ارگان یا یه ویلابزرگم ک استخدام داره خیلی ادمااومده بودن منم بالای یه ساختمون رودرست کرده بودم ومیگفتم خونه ام هس بعدیکی هم باهام بودنمیدونم کیه
خلاصه بازاونجاهم کسی دنبالمون کرد
یعنی همه رودنبال میکردن
براکشتنشون
منم ازدرفرعی فرارکردم گفتم صاحبش نمیدونه من زن دوستشم
بعدیعودیدم پیش نامزدمم ونامزدم ودوستش سریه میزنشستن وجلوهمه ساندویچ های خیلی گرون بودودیدم چندنفرانتخاب شدن مظلوم بودن وانگاریکی میگفت ایناادمای خوبی بودن بقیه روهم فک کنم میکشتن بعدجلوانتخاب شده هاساندویچ گذاشته بودبعدطرف تعارف میکردک بخوره براامتحان اوناهم میگفتن ن نمیخوریم
بعدگوشی نامزدم زنگ زدداداشش بودگف ک یه چی بیاره ماهم سوارماشین شدیم
فقط اینکه یه بزغاله مرده داشتیم فک کنم تواون فرارمرده بودبعدنامزدم داخل یه ملتفه گذاشت داددستم ک نگه دارم بهم تا بریم
خوابم خیلی عجیب بودناراحتم