من تولدم شوهرم اومده بود خونمون تنها بودیم, من رفتم دستشویی و اومدم دیدم رو تخت دراز کشیده, دستشو باز کرد بیا تو بغلم بخواب, رفتم تو بغلش, بعد یهو گفت گوشیمو گذاشتم زیر تخت بیارش, بعد اومدم که گوشیشو بدم دستم به ی جعبه زیر تخت خورد با تعجب کشیدمش بیرون کادوش بود, خیلی خیلی خوشحال شدم چون اون روز اصلا چیزی دستش نیورده بود نمیدونم یهو من رفتم دستشویی و اومدم از کجا اورد, بعد ی تولد دو نفره کیک و برف شادی و کاغذ رنگی از تو ماشینش اورد واسه خودمون تولد گرفتیم کلی مسخره بازی دراوردیم و خندیدم