2777
2789
عنوان

دیشب دعوا شد

1303 بازدید | 49 پست

اونم بخاطر اینکه خونه مادرشوهرم به شوهرم گفتم عقده ای بازی در میاری ،،،و کسی نشنید ولی این میگه بقیه شنیدن و سرسفره برای هم‌چشم و ابرو میومدن ،،، دیگه اونجا با من حرف نزد منم سرم تو گوشی بود تا وقتی اومدیم خونه ، حرف نزد باهام شی خوابیدیم صبحش بی خداحافظی رفت ولی ساعت ده صبح بهم زنگ زد و درمورد کارش حرف زد و باز ظهرش اومد تو قیافه بود و قهر منم سریال نگاه کردم و خوابیدم اونم رفت مغازه ، باز دیشب اومد همچنان تو قیافه منم نشستم رفتم تو‌گوشی اونم رفت تو اتاق ، رفتم ک بگم فکر کردی ایندفه هم مثل همیشه میام خواهش میکنم ک حرف بزنی کور خوندی ... 

یهو وسط حرفم گفت خفه شو برو گمشو بیرون ، منم خیلی عصبانی شدم و گفتم خودت گمشو فک کردی کی هستی ک اینطوری رفتار میکنی جو چی گرفتت، دیگه اون گفت تو آدم نیستی ادب نداری خوشم نمیاد پیش بقیه بمن بی احترامی کنی ،،گوشیشو زد به دیوار کفتم اصلا نمیخوام دیگه باهات زندگی کنم بچه رم میندازم گفت هر طور راحتی من دیگه نمیکشم زنگ بزن بابات راحتم کنه خسته شدم ازت ،،، منم رفتم تو اتاق دیگه دراز کشیدم، اومد تو‌اتاق از تو کمد یه گوشی ساده دیگه بود هی میگشت من بلند شدم دادم بهش باز رفت دوباره اومد گفتم نیا دیگه نمیخوام ببینمت درم محکم زدم باز اومد تو ک ببین میزنمت ک بمیری گفتم بیخود کردی ، گفت  زنگ بزن بابات گوشیمو برداشتم کفت گوشیتوووو جلووووو من در نیارا ، همش سرت تو گوشی اینجا تو گوشی خونه بابا تو کوشی ، گفتم از تو یاد گرفتم ، بعدم من دوست پسر ندارم ، گفت خیلیه خب میدونم چکار کنم با گوشیم تا بفهمی ، گفتم هر کاری کنی منم تلافی میکنم اصلا میارم تو همین خونه ، حمله کرد بهم گفت خفه شو ج ن د ...گفتم مادرته ، خودشو انداخت روم دهنمو نگه داشت چنگ انداختم بعدم شدید جیغ زدم ، از ترس ک همسایه پایینی نیاد ولم کرد ، بعدم شروع کرد به گررررریه وحشتناک ، رفت تو هال کارد برداشت رو دستش کشید یکم خون شد ، منم در اتاق بستم یه ده دقیقه بعد اومد ، بغلم کرد گریه کرد ، باز رفت تو‌هال « فقط ببینید جقدرررر رفتاراش عجیب غریب بود @»

تو هال داد میزد خدایا دارم میمیرم سرم داره میترکه ،،، 

باز گریه ، دلم سوخت رفتم کنارش گفتم برو از پیشم ، من رفتم تو اتاق اومدگفت بیا پیشم ، رفتم پیشش ، گفتم‌چیزی مصرف کردی گفت نه بقران ، 

بعد بیست دقیقه بلند شد چایی گذاشت منم گفت بیا جایی ، فیلم گذاشت ، شام خورد ، بعدم خوابیدیم ، صبحم‌ خیلی مهربون بود بعدم چایی خورد خدافظی کرد رفت !!!!

نظرتون چیه ؟

آیا این رفتارها انعکاس رفتار بد منه یا مشکل ریشه ایه ؟؟؟

هر گونه نقدی پذیرفته است 

...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باد دعواهاى خودم يكى دو سال اول زندگى افتادم😔 دقيقا هميجورى به همين شدت دعوا ميكرديم،يه بار شوهرم اونقد خودشو ميزد از حال رفت خيلى ترسيدم، كارش بيمارستان كشيد

مردا عكس العملشون تو مشكلات فرق ميكنه با زنا، بعدم تو موقعيت تو الان بايد كوتاه بياد بلاخره شرايط تو فرق داره هورمونات ريخته بهم نبايد كش بده يه چيزى رو

اخه یه حرف نباید انقدر طول بکشه بابا من شبو روز تنهام اینم میومد حرف نمیزد بخدا تو خونه دیوونه شدم&n ...

چقدر رفتار شوهرت ضد و نقیصه

منم گمون کردم چیزی مصرف کرده

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792