سلام بچه ها من به یه دلایلی که مجبورم دارم جدا میشم این جدایی خواسته خودم نیست به هر حال دیگه بعد چند ماه غصه خوردن پذیرفتمش و میدونم دیگه فایده نداره هر چی هم بخام زور بزنم وقتی پذیرفتمش حالم اولش خوب بودبه اینده امید وارم بودم به پیشرفت کردنم امیدوار بودم میدونستم و مطمان بودم زندگی خوبی رو واسه خودم میسازم اما راستش الان وقتی یه تاپیک میبینم که خانومی خشبخته و و بچه هاشو دوس داره و شوهرش دوسش داره و اینا حسرت میخورم تقریبا فکر میکنم شاید دیگه ازدواج نکنم و مادر نشم البته مهم نیست ازدواج بکنم یا نه چون خیری واقعا از شوهر ندیدم اما میدونم حسرت مادر شدن به دلم میمونه حسرت یه پشتوانه داشتن حس اینکه کسی رو داری که روت حساسه و دوست داره و حمایتت میکنه ... نمیدونم چرا اما هر چی هم میگم مهم ارامش خودمه بازم قانع نمیشم ...
میگم زشت نیست یه اقایی هزار و اندی ساله منتظره ۳۱۳ نفره؟😔😔😔 .... روزی میاید از سوی مهربانی ... بیاین همگی دعا کنیم تا زودتر بیاد ... الهم عجل لولیک الفرج ...
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
چرا اين فكرو ميكني؟خيليا شكست ميخورن ولي دوباره به زندگي جديد ميسازن حتي بعضيا زندگي دومشون موفق ترم هست حالا كه از زندگي اولت اومدي بيرون دليل نميشه كه نتوني يا نخواي ديگه ازدواج كني بالاخره تو هم مطمئن باش كلي موقعيت هاي خوب مياد سراغت الان چون تازه جدا شدي حس نااميدي و سردي داري ولي يه روزي ياد اين روزا ميفتي و برات خاطره ميشه ان شاالله اون روز بچتم تو بغلته☺️☺️