2777
2789
عنوان

مادرشوهر

190 بازدید | 8 پست

من هر چی میگم مادر شوهرم منفی اون مطلب رو استنباط میکنه چیکار کنم که اینجوری نباشه الان ۴ یال۶ که باهاش حتی زندگی کردم ولی نمیدونم چرا ثابت نمیشم بهش و هر لز چند گاهی نسبت به حرفای من موضع گیری میکنه ومیگه تو قصد توهین به من داری هر چی هم میگم این جوری نیس قانع نمیشه 

تعداد رای : 4
نظرسنجی
حساسیت مادرشوهرم به حرفایی که من میزنم
3
75%
حساسیت مادرشوهرم به حرفایی که من میزنم
1
25%

مثلا من تازه رفتم سر خونه زندگین و مادر شوهرم تنهاس همسرشو از دست داده و فقط شوهر من رو داره من از تهران به شهرستان رفتم و گفتم تا جابه جا نشدم نگم بیاد که کار نکنه هسته نشه یه وقت زندگیمو بچینم بعدش بیاد واسه اونم یه اتاق درست کردم و روزی چند بار هم بهش زنگ میزنم ولی اون ناراحت شده بود و گفت که تو مخصوصا میگی من نیام خونت من هر چی گفتم اینجوری نیس به خدا من به خاطر اینکه کار نکنید گفتم که بعدش بیایید و اینکه من داشتم میومدم تهران گفتم این همه راه دوبار۶ نیایید ولی اون قبول نمی کرد و میگفت ته قثد تو اتمام حجت بوده که من سر بار نشم نترس من شده سالمندان میرم ولی پیش تو نمی آیم من خیلی ناراحت شدم چون من خیلی بهش محبا میکنم انتظار نداشتم اینجوری من رو قضاوت کنه چیکار کنم تو رو خدا به من بگید 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خوب دیگه تو باید تیز باشی هر حرفی که هر جوری مستقیم یا غیر مستقیم بهش میخوره نزن

نه بابا من ۴ سال باهلش زندگی میکردم به خده اصلا من اینجوری نیستم خیلی بهش محبت میکنم ولی از حرفای من استنباط منفی میکنه همش و اسرار داره که درست فهمیده و هر چی دلیل مزارم که چره این حرفو یا اون حرفو زدم قانع نمیشه و حتی میخواد به اشتباه کاری که نکردم و نیت قلبی که نداشتم رو قبول کنم 

نه بابا من ۴ سال باهلش زندگی میکردم به خده اصلا من اینجوری نیستم خیلی بهش محبت میکنم ولی از حرفای من ...

مثلا به خاطر ازنکه که تو اسباب کشی کار نکنه و اذیت نشه گفتم تا جابه جا نشدم نیاد و وقتی که جابه جا شدم بیاد ولی ناراحت شده که من قصد داشتم که او نیاد پیش ما هر چی هم قسم میخورم و میگم این تیس به خاطر اینکه کار نکنه گفتم که بعدا بیاد ولی حرف خودش رو میزنه و هنوز متاسفانه من رو نشناخته

نه بابا من ۴ سال باهلش زندگی میکردم به خده اصلا من اینجوری نیستم خیلی بهش محبت میکنم ولی از حرفای من ...

میفهمم منم تجربه تو رو دارم که میگم اصلا تو اون زمینه باهاش حرف نزن.....حرف دو پهلو نزن

مادر شوهرم بهم میگفت تو رفتی فلان روز نماز بخونی که از زیر کار در بری......اولا من انقدر بچه بودم که تو نخ این حرفا نبودم و مگه نماز ۵ دقیقه بیشتر طول میکشه!

هیچی دیگه انقدر باهام دعوا کرد منم فهمیدم باید چقققدددرررر حواسم به کارا و حرفام باشه

مثلا به خاطر ازنکه که تو اسباب کشی کار نکنه و اذیت نشه گفتم تا جابه جا نشدم نیاد و وقتی که جابه جا ش ...

خوب مدل خودش باهاش رفتار کن....مثلا بگو میخوام نیاین تا کار نکنین و حتما اینو جلوی همسرت بگو بهش یا اینکه انقدر ماهرانه توضیح بده که مو لا درزش نره

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز