نسناس طايفه اي بودند كه قدري به انسان شباهت داشتند و داراي يك دست و يك پا و بجاي دهان ، منقار داشتند و مانند چارپايان ميچريدند ، اغلب اين دو طايفه ، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سركشي جنيان بيشتر بود و خداوند جمعي از فرشتگان را به جنگ انان فرستاد
در اين جنگ جمع كثيري از جنيان كشته شدند جمعي نيز اسير و تعدادي نيز به جنگل ها و صحرا ها گريختند . به اذن خداوند كودكان و خردسالان و زنان و مومنين جنيان ، امان داده شدند . يكي از كودكان جنيان بنام « عزازيل » همين تخم جن ، شيطان لعنت الله عليه بود كه خداوند دو فرشته را مامور نگهداري و تربيت او نمود
فرشتگان ، اورا به اسمان ها بردند ، شيطان بواسطه ي تعليماتي كه گرفته بود و كثرت عبادت و بندگي خدا ، به درجه و مقامي رسيد كه همچو فرشتگان مقرب درگاه الهي گرديد ولي پس از هفت هزار سال عبادت ، هنگامي كه حضرت ادم خلق گرديد تمام فرشتگان كه شيطان نيز در بين انان بود ، بر ادم سجده نمودند ولي شيطان ، بخاطر خباثت و شرارت نهفته در ذاتش ، از امر خداوند سر پيچي كرد
جنيان چون مانند فرشتگان معصوم نيستند و دچار خطا و لغزش ميشوند ، بهمين خاطر بود كه ابليس مغرور به جنس خود كه از اتش بود به درگاه الهي عرض كرد : چگونه من كه از جنس اتش و برترم بر ادم كه از جنس خاك است سجده كنم
از حضرت امام صادق (ع) نقل شده كه : پس اينكه ابليس از بارگاه الهي رانده شده ، قادر بود تا هفت اسمان بالا برود و به سخنان فرشتگان گوش كند و خبر هاي اسماني را كسب كند ( استراق سمع = دزديده گوش كردن ) اما با تولد حضرت مسيح (ع) از بالا رفتن به سه اسمان بالايي منع شد و فقط ميتوانست تا چهار اسمان بالا برود و وقتي حضرت رسول اكرم (صل الله عليه و اله ) بدنيا امد ، ابليس از صعود به تمام طبقات اسمان ها منع شد و از ان پس فرشتگان ، شياطين جن را با تير هاي شهاب از در هاي اسمان راندند و براي هميشه از صعود به اسمان ها محروم شدند
از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند : خداوند جنيان را بر پنج گروه افريده ، گروهي از انان مانند باد در هوا در حركتند و گروهي شبيه مار ها و گروهي عقرب ها و گروهي ديگر حشرات زميني و گروهي ديگر همچون ادميان هستند كه ثواب و عقاب دارند
«شيرين يربوع» نوعي از جن است كه به شكل زنان و در بيشه زار ها و بيابانها زندگي ميكند اين نوع جن اگر بر انساني دست يابد با او بازي بازي ميكند ، مانند گربه با موش ، تا او را بتدريج بكشد و اگر ببيند كسي زيبا روي است ، مفتون و شيفته ي او شده ولي همچنان به اذيت و ازار ميپردازد
شيرين يربوع تا مدت زمان طولاني با « سعلات » همدم بود و زندگي ميكرد . فرزندان سعلات را كه از شيرين يربوع متولد شده اند بني سعلات گويند
نوع ديگري از جن وجود دارد بنام «الزولاب» كه در يمن بسر ميبرد و گاها در اطراف مصر هم ديده شده و بسيار شهوت ران است و همين عمل او باعث مرگ ادميان ميشود و اگر از ادميان كسي از او نترسد قدرت ازار پيدا نخواهد كرد
نوع ديگري از جن بنام «الغدار» وجود دارد كه در جزاير دريا ها زندگي ميكند و صداي بسيار مهيبي دارد شباهت بسياري به ادمي دارد و از قاتلين ادميان است
نوع ديگري از جن بنام «وشق» ميباشد كه شكل او نيمي شبيه ادمي و نيمي شبيه نسناس است
از انواع ديگر جن ميتوان از «منها» نام برد كه كارش فريب و گمراه كردن زاهدان و عابدان است و كاري ميكند كه پرهيزكاران چنين پندارند كه صاحب كرامات شده اند و بدين نحو فرد را دچار عُجب و غرور ميكند تا از صراط مستقيم گمراه گردند . ميگويند زاهدي ميهمان داشت و ميهمان ميديد كه هر شب هنگام افطار ، اطراف زاهد چراغاني ميشد و سفره ي رنگيني گسترده ميشد و ميهمان بسيار متعجب ميگشت تا اينكه از ان زاهد دليلش را سئوال كرد ، ابتدا زاهد از پاسخ گفتن طفره ميرفت ولي وقتي اصرار ميهمان خود را ديد ، در جوابش گفت : مدتي است كه هر شب چنين اتفاقي ميافتد تا من گمان كنم اينها از كراماتي است كه من بدست اوردم ، تا سخن زاهد به اينجا رسيد چراغ ها و سفره ي رنگين ناپديد شدند