شوهرم صبح برای اولین روز کلاس آموزشی مربوط ب رشتش رفت ظهر ک اومد داشت تعریف میکرد گفت مربیه خانمه فقط دونفر کارآموز بودن کلاس تق لق بود بعدگفت مربیه گفت خانمت رشتش چیه؟هم رشتته؟ حساس شدم تو دلم ،گفتم خانمه چند سالشه شوهرم سریع فهمید دارم اذیت میشم نامرد باخنده گفت همسن مامانمه ولی گفت ی دختر خوب سراغ دارم، بعد من گفتم خب بقیش،داشتم عصبی میشدم،شوهرم گفت نمیگم تو حساسی،دعوامون شد خ گریه کردم ،من و شوهرم هردو ازدواج دوممونه،شوهر سابقم معتاد وفاسد شدیدا بود،اینم میدونه همش اذیتم میکنه بعد میگه تو بخاطر زندگی قبلیت حساسی رو من ،ولی خودش داره منو تحریک میکنه،چکارکنم الانم داره اشکم میریزه حتی منت کشی بعد دعوا هم نمیکنه بی خیاله خیلی
حساسیت نشون نده به هرحال چه بخوای یا نخوای همسرت تو جامعه ممکنه با خانومای زیادی برخورد داشته باشه، بخوای به خاطر هر کدومش اعصاب خودت رو خراب کنی و با شوهرت بحث کنی زندگیت جهنم میشه. سعی کن بی تفاوت باشی
دفعه قبلم اومدیم واس اجاره خونه خانمه خ ارایش کرده بود من اون چند روز درگیر بنگاه اینا بودیم رنگ پریده بودم با پول کم خونه پیدا نمیشد اخه،بعد با خانمه اومدیم بالا خونه رو نشون بده بعد رفت پایین شوهرمم پایین بود هرچی صبر کزدم نیومد رفتم پایین دیدم تنهاست یهو گفته چرا اومدی لابد بهم شک کردی دیگه از اونروز همش بهم نیگ تو شکاکی
حساسیت نشون نده به هرحال چه بخوای یا نخوای همسرت تو جامعه ممکنه با خانومای زیادی برخورد داشته باشه، ...
ن من مشکلم رفتار شوهرمه اینک سریع گرم میگیره بعد میگه چیزی تو دلم نیس آمار همه چی میده بعد با بدجنسی ب من میگه دختر بهم معرفی کردن همه از من خوششون میاد اخرم میگ الکی گفتم
زن قبلیش سرد و بی احساس بوده یبارم تو زندگیشون اشک نریخته اینم بعد نمازاش دعا کرده بود اینبار زن احساسی بگیره میگه امام زمان چند برابر بهم داده ایندفه خ حساس از آب دراومد