2777
2789
عنوان

آزاد

| مشاهده متن کامل بحث + 692 بازدید | 114 پست

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

منم باشوهرم قهرمو تنها دارم غصه میخورم و فکر میکنم ک فرداشب ک برادرشوهرم جشنی گرفته و شام میده چون بچش بدنیااومده برم یان اخه خودم بچه کوچیک دارم و سه  ساعت ونیم راهه تا شهری ک زندگی میکنن.دخترم پنج سالشه همش گریه ک من میرم با بابا. نمیخام تنها بدون من بره موندم چیکار کنم

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
دقیقا مث من خیلی افسرده شدم


آره...اصلا حس هیچ کاری نیست

این افسردگی کوفتی هم مثه سرماخوردگی نیست که بالاخره ولت کنه

من یه دختر شاد و پر از انرژی مثبتم...من پر از عشقم...من رویاهای قشنگ زیادی دارم که به همشون میرسم... خدایا شکرت❤  
برایه یه خانوم واقعا خیلی شخصیتو میاره پایین دود ببخشید اینقدر راحت گفتم ولی عزیزه دلم شما قرار مادر ...

این دودم نباشه حرصمو فکرمو نمیتونم‌خالی کنم زیاد نمیکشم

همون fatshomaliقدیم😍😖😖😖😖

شنبه میخوام چند جا برم برای استخدام🙁سیبیل چخماقی 

صورت جوشی

اضافه وزن😥😥😥


کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
من تاحالا واس شوهرم ناز نکردم قهر نکردم حتی دیگ اشکامم براش مهم نیس 😊

عب نداره خداي مام بزرگه ❤️

مطمئن باش ي روز بد تقاص پس ميدن 

من شادترين دختر غمگين جهانم :)💔
خوش به حالت😞

دوتا هستند اینده دارند ولی راهشون دوره😥سه تا نزدیکن ولی معمولی😑

نمیدونم اول برم کجا؟😦


کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز