من بچه بودم عینکی شدم نزدم نزدپ بزرگتر شدم چشام ضعیفتر شد خیلیم ضعیفتر شد خیلی پشیمونم ک چرا نزدم ول ...
آخی عزیزم کاش میزدی من شب و روزمیزدم سخت بود ولی همش میزدم فقط برا حموم و خواب درش میاوردم مسخره ام میکردن میفتاد میشکست ولی من همچنان میزدم اخرین بار دوازده سالگی رفتم دکتر گفت خوب شدی نیاز نیس دیگه
اطلاع دقيقي ندارم اما تو مباحث روانشناسي مختصري خوندم كه اين قبيل ادعاها يا كذبن يا توهم يك سريام كلا اونو توهم ميدونن اما يكسري معتقدين به فراروانشناسي مي گن محتمله
نه والا دنبالش نبودم فقط در موردش تومباحث روانشناسي خوندم البته نه چشم سوم! در مورد ادعاهاي ماورايي و به اصلاح توهمي بعد تحقيق كردم ديدم يك سري مباحث تحت عنوان فراروانشناسي هم وجود داره كه نتايج علمي مشخص نداره
به هر حال چيزي كه مشخصه وجود يا غيروجود بودنش به كار دنياي امثال ما نمياد
آخی عزیزم کاش میزدی من شب و روزمیزدم سخت بود ولی همش میزدم فقط برا حموم و خواب درش میاوردم مسخره ام ...
خوشبحالت ... ولی برا من دیگدیره ... همیشه میگم کاش میزدم مامانم خیلی میگفت بزن اما نزدم بعد ۳.۴ سال مداوم زدمک اونم دیگفایده ای نداشت ... و الان دارم چوب ندونم کاریای بچگیامو میخورم با این چشای ضعیفم ☹☹☹😭😭😭😭😔😔😔