2777
2789
عنوان

همسران

825 بازدید | 51 پست

سلام هیچ حسی به شوهرم ندارم نمیدونم چکار کنم صدتا مشاورم رفتم ولی فایده نداشته مرد خوبیه هوامو داره ولی من انگار ته دلم کینه دارم هیچ حسی ندارم بهش دلم میخواد نباشه تو زندگیم خاهشاااا اونایی که میخوان نصیحت کنن نیان تو تایپک فقط الان دلم درد دل میخواد

الان من بگم

برید ریشه ای حلش کنید و علت کینه تونو پیدا کنید و  درمانش کنید

نصیحت محسوب میشه

و برم بیرون خودم 🤔🤔

😂😂😂😂

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

از اول همین طوری بودی یا بعدا اینطوری شدی؟

در قیامت گنهکاران گویند"افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان آیات او بودم"(سوره زمر آیه۵۶) سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست، به سوی نور که باشی سایه ها در پس تواند الله نورالسماوات والارض
الان من بگم برید ریشه ای حلش کنید و علت کینه تونو پیدا کنید و  درمانش کنید نصیحت محسوب میشه ...

به سلامت  

یه دختر معمولی با کلی ارزوهایه قشنگ.قسم میخورم که به تک تکشون برسم.چون ارزومه پنچر شدن بدخواهامو ببینم 

عزیزم ی مدت اینطوریه و این حس مزخرفو داری...

یکم بگذره زندگیت روحیه خوبی میگیره...

خیلیا اینجوری بودن. با گذر زمان خوب شدن.

سعی کن روزی صدبار خوبی های شوهرتو توی ذهنت یادآوری کنی. اونوقته ک باورت میشه شوهرت واقعاً چ مرد خوبیه و باید چندین بار در روز دورش بگردی و همه جوره بهش برسی.

 🍃🌻 عشقای من  یا لایک کنید یا ریپلای 🥀 با تشکر 😻💐

عزیزم ان شالله یه روز از خواب که بیدار میشی ببینی عاشقش شدی و نمیتونی بدونش زندگی کنی خیلیا رو دیدم بعد از یه اتفاقی عاشق همسرشون شدن امیدوارم برای تو هم یه تلنگری یه چیزی بشه که عاشقش بشی میدونم سخته بدون حس با کسی زندگی کردن امیدت به خدا باشه درست میشه ان شالله

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792