پارتنرم چندروزه میگه دیگه واسه چی رل باشیم تا کی بیا باهم فرار کنیم منم که گفتم نه اون نمیشه خاستگاری بهتره گفت باشه ولی راضی نشدن ببین چیمیشه منم گفتم مطمئنم میشن چون چندفعه هم بهشون گفتم با اون حرف میزنم بعد گفت برو با مامانت حرف بزن زنگ بزن منم بشنوم منم گفتم زیاد گفتم تو خاستگاری من باید برم بگم بعد تو زنگ بزنی گقت من زدم یبار منم گقتم منم دوبار بهشون گفتم خلاصه بحث اینطوری شد گفت تو میگی منم گفتم مگه زورت کردم نیا اونم ناراحت شد چیکار کنممم بگید لطفا خودم برم با مامانم حرف بزنم؟
چجوری راضیش کنم اون زنگ بزنه؟