و اما گاهی سینه ات به تنگ می آید ...
گاهی چشمانت پر از اشک و نگاهت به آسمان خیره میشود...
گاهی به این فکر میکنی که در کنار تمام دوست نداشته شدن ها نکند خدایت هم دوستت ندارد
نکند او هم نگاهت نمیکندت
آدمی بسی عجیب است...
دلش دوست داشته شدن میخواهد هم از خدا و هم از خلائقش ...
و ای کاش خدایم مرا در آغوش میگرفت و میگفت که من برای تو کافی هستم.