همسرم چند ماه پیش خیانت کردو بخشیدمش بعد اون چندبارمشماره طرفوروی گوشیش دیدم بهونه اورد باز دپ شب پیش از طریق همراه من شماره طرفودیدم هروز زنگزده بهش وبهش گفتمقسمخورد که حرف نزدم و بعد اون هر چی دلش میخواد بهم میگه ی ذره حرمت نگه نمیداره نمیدونمچرا پای رفتن ندارم نمیدونمموندم تو اینزندگی چیکار ،ی پسر سه ساله دارم و هیچاستقلال مالی ندارم پدر و مادرمم خیلی مسنن از ایندم خیلی میترسم شوهرم میکه هرجا دلت میخواد برو ازت بدم میاد و دوروزه فهمیدم مادر شوهرم سرطان داره و اونو بهونه میکنم برای نرفتن میگم خالش بهتر شه میرم ولی دارم خودمو گول میزنم