سال آخرم کنکوریم دارم درس میخونم هیچ وقتی هم برا استراحت ندارم
حالا بابام از وقتی اومدم داره گیر میده ی بار میگه تو کار خونه بلد نیستی شنبه بری یکشنبه برمیگردی خسته شدم از دستش ی بار میگه تو ک الان خوابی میخوای پیشرفت کنی همش یک ساعت نمیشه ک از مدرسه اومدم تازه کلی امتحان دارم میخوام بخونم میگه مگه فقط تو میری مدرسه ک خسته ای هر دقیقه منو با همکاراش ک پزشک هستن مقایسه میکنم چ از لحاظ اندام هیکل چ چیز های تروخدااا بیاین حرف بزنیم یکم دارم منفجر میشم