بچه ها شوهزم گفت طلاق. سر خواهرش دعوامون شد. اون جلو من داشت درباره به دختر صحبت میکرد که تو عروسی یکی از فامیلا بوده. دختره هم عروس دختر حالشون بوده. من ناراحت شدم چون گفت شما نیومدید عروسی بعد یه شوهزم گفت تو حسودی. خلاصه من به شوهزم گفتم خواهرت رید بهمون یه چیزی بهش بگو. سر این دعوامون شد. من وسط دعوا گفتم خواهرت بمیره. اونم گفت خودت بمیری. خلاصه الان قراره جدا شیم. الکی الکی. زندگیمون رو به فاک رفت. بگم این اولین بار نیست که خواهرش این مدل اذیت می کنه. من گفتم برو و واقعا پاشد رفت از خونه. باورم نمیشه. الانم میگه طلاق.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
بدلیل عقده و حقارت و کمبودهایی که دارن چاره کار فقط اینه با این جور ادما زیاد رفت و امد نکنی اگه هم ...
حقارت یعنی این باعث شده همیشه اذیتم کنه. یه بار دبگه هم بهم گفته بود یعنی به شوهرم گفته بود حسودیت نمیشه به فلانی زنش کمرش بازیک بود. باورت میشه؟ اون موقع عقد کرده بودم