2777
2789
عنوان

تصمیم جدیددد

100 بازدید | 6 پست

بارها همینجا نوشتم که میخام بهش پیام بدم و از اینحرفا.تاهمین یماه قبل هم میخاستم بهش پیام بدم و دنبال راهی برا  نزدیک شدن بهش بودم،اما نمیدونم چطورشد که عقلم اومد سرجاش و به خودم اومدم و دیدم که اینکار بشددت اشتباهه.این روزا تنها کاری که کردم این بود که محل کارم رو جابجا کردم یعنی مثه قبل نیست که دیر به دیر ببینمش .نمیدونم چن بار ولی میدونم زودتر میبینمش.همین کافیه.نمیخام بیشتر از این یک طرفه تلاشی بکنم.

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

پسره خر بیا سر صحبتو باز کن دیگه😂😂 کجا یه همکار جذاب مث تو پیدا میشه اخه

حالا جذاب رو از کجا متوجه شدین شما؟!

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

درسته که آدم باید شخصیتش رو حفظ کنه غرورش رو عزت نفسش رو... ولی می‌دونی بنظر من مگه ما چقدر زنده ایم؟ اگه همینجوری گذشت و اتفاقی نیفتاد بلاتکلیفی بده آدم سردرگم میمونه ... انشاءالله به زودی از طرف ایشون یه حرکتی بشه 

درسته که آدم باید شخصیتش رو حفظ کنه غرورش رو عزت نفسش رو... ولی می‌دونی بنظر من مگه ما چقدر زنده ایم ...




ممنون عزیزم راستش شهر ما کوچیکه ،حرف توش زود میپیچه.میترسم به گوش بقیه برسه و کسی متوجه بشه اونوقت من دیگه نمیتونم برم سرکار!فقط تونستم محل کارم رو جابجا کنم که بهش نزدیکتر باشم .اینکه بیشتر میبینمش به زندگی امیدوارم میکنه.بیشتر از این دیگه نمیتونم کاری کنم.همینکه دیروز میون اون همه دغدغه م دیدمش وهمه چی یادم رفت خیلیه .قبلا فکر میکردم گفتنش راحته راهشم پیداکرده بودم ولی نه واقعااا سخته خیلی..

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز