درسته.نمیگم همه خوشی باشه ولی ده سال اومد دنبالم همه جا اسم گزاش من میخوامش.به محض ازدواج خانوادش انگار دعا بش دادن صاف صاف تو چشمم گفتن زیاد دوسش نداشته باش اذیت میشی.دکترا قبول شدم بچه انداخت تو دامنم.با زور و دعوا از بس بهش گفتن نزار ادامه بده درسشو دومی رو بار دار شدمده سال سر کار بودم نشوندم تو خونه زشته برا چندر غاز میری دانشگاه تدریس .الان خواهر افریطشو برده گزاشته جای من.خولهراشو چپوندن به دوتا پولدار.چادری بودن چادر برداشتن لخت و پتی شدن میگن شوعراشون اینطور دوست دارن.بعد من که از اول مانتو شلواری بودمو نمیزاره یه تار موم بیاد بیرون درصورتی که اینطور نبودن.
۳۰۰ گرم طلا دادمش خونه بخریم.لحظه اخر زد بنام خودش از بس بش گفتن.الان شزطش برا عقد خواهرش خونه با سنده.تف به ذاتشون.اینطوری نبود.میدونم چیز خورش کردن.