نمیدونم منظورتون دقیقا چی هست
ولی همینقدر بگم ایشون تویه خانواده ی پرجمعیت دهه ی سی متولد شدن فرزند دوم خانواده بودن وتمان امکانات اون خانواده برای ایشون بود اون زمان یه مهندسی در حوزه ی کشاورزی وآبیاری گرفتن که خب تواون زمان واون روستا شاهکاربوده وهمیشه به بقیه ی خواهر وبرادراش با دید برتربینی نگاه میکرده وهمیشه اوناوبعدها بچه هاشون رو مورد تمسخر قرارمیداد برعکس پدرم که بچه ی سوم خانواده بودن ازبچگی همکار کردن هم درس خوندن وکمک حال خانواده ومسئولیت پذیر بودن
کلا داستانش مفصله وبقول معروف دراین مقال نمی گنجد😅