با عشقم ازدواج کردم دو ساله عقدیم هرچی خانوادم میگن بسه عروسی بگیرید حرف گوش نمیکنن شوهرمم که طرفدار خانوادشه. هزاران بار تا پای جدایی رفتیم همش لجبازی و ..
سه هفته اس دماغمو عمل کردم بعد ی جورایی انگار منت میزاره فک میکنه دیگه نباید زود عروسی بگیره ن خونه داره ن ماشین بعد ی کار برام کرده انتظار داره من براش چادر بپوشم بیشتر روزا باهم درگیریم خسته شدم از ی طرفم خانوادم فشار میارن بهم