2777
2789
عنوان

خسته شدم

357 بازدید | 34 پست

با عشقم ازدواج کردم دو ساله عقدیم هرچی خانوادم میگن بسه عروسی بگیرید حرف گوش نمیکنن شوهرمم که طرفدار خانوادشه. هزاران بار تا پای جدایی رفتیم همش لجبازی و ..

سه هفته اس دماغمو عمل کردم بعد ی جورایی انگار منت میزاره فک میکنه دیگه نباید زود عروسی بگیره ن خونه داره ن ماشین بعد ی کار برام کرده انتظار داره من براش چادر بپوشم بیشتر روزا باهم درگیریم خسته شدم از ی طرفم خانوادم فشار میارن بهم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

در نتیجه فقط دوست داشتن مهم نیست

بخدا اشتباهه کلی خواستگار داشتم بااینکه ۱۷ سال بیشتر سنم نبود حتی ی ماه بعد اینکه نامزد کردم خلبانی اومد خواستگارم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792