منو شوهرم داریم میریم ماه عسل بعد۶ماه زندگی دبی
مادر شوهرم تا فهمید غر زد که گرونه وفلان دیروز زنگ زده بهم میگه دبی خیلی گرونه سمت هیچی نمیشه رفت
الانم شوهرم میگه من بیشتر ۲یا۳تومن نمیتونم بیارم دستم باشه بسه دیگه؟درصورتی که قول داده بود خریدای عیدمو از اونجا بکنه
حس ششم زنانه ام میگه کار مادرشوهرمه حالا خوبه دختر خودش تو سه ماه ۳بار رفته دبی به مامیگه هیچی نخریدم همش توهتل بودیم ولی من بچه نیستم
همش میخواد بگه زیاد خرج میکنی مادر شوهرم دیگع نمیگه یکساله عقد کردین مغازه پسر شده دوتا ۲۰۶اول زندگیتون شده مزدا۳ خونه دارین
چیکار کنم؟
عصبی شدم به شوهرم گفتم من اصلا هیچی نمیخوام تو دبی برگشتیم ایران دم عید خرید کن برام