خواهرم اومد خونمون میخواست بره لیزر خونشون با ما یک ساعتی فاصله داره ،بعد ازخونه باهم رفتیم ازشوهرم خداحافظی نکرد ازلیزر هم برگشتیم اومد تادم در خونه بعد گفت دیگه من بالا نمیام میرم ازهمینجا ،اومدم بالا شوهرم میگه خواهرت چرا آدم حساب نکرده خداحافظی کنه