2777
2789
عنوان

ادم نمایشی

99 بازدید | 18 پست

من همکارم رو از ساعت ۷و‌۳۰ میرم سرکار. تا ۷ شب میبینمش 

شخصیتش نمایشی حرف زدن نمایشی مثلا پیشنهادی میدی الکی میگه نه حرصت میگیره  دایم در حال اینه که اشتباهت رو بگیره  نق هم میزنه اوایل باهاش دعوا کردم دیدم جواب نداد میخواست بره بگه به مدیرم منم جلوشو‌گزفتم مثلا خودشو دوست من میدونه من اصلا دوست ندارم همچین ادم بیخودی دوستم باشه یه ادم خودخواه خود رای  شخصیت نمایشی. دوست داره خود شیفته بنظر بیای که اونم نیست بخدا الان تو‌خونه ام  دارم فکر میکنم چجور پاتک بهش بزنم واقعا چرا بعضیهاتون اینجور رفتار میکنید 

کلا با همکار جماعت نه دوستی نه رفاقت،سرد و جدی برخورد کن همینم از سرش زیاده

بابا بخدا نمیشه ده بار باهاش دعوا کردم تا باهام دوست نشه 

گریه زاری جالب اینجاست که این زودتر از من ارشد شد حالا من هم رده اونم ول کن نیست متنفرم ازش اون شخصیتش وابسته اس به همه همکارها زنگ میزنه مثلا دوسته 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دعوا نمیخواد توجه نکن

نمیشه هر روز میلینمش 

خودش یک شخصیت مزخرفی داره نگم برات مثلا احساس میکنه سرما خوردگیش ترند میکه من در سال دوبار سرمادمیخورم بد یکی تابستون یکی زمستون خب بدرک بمنچه تو بدن ضعیفی داری 

نمیشه هر روز میلینمش خودش یک شخصیت مزخرفی داره نگم برات مثلا احساس میکنه سرما خوردگیش ترند میکه من د ...

منم هر روز همکارم میبینم،اوایل خیلی هواشو داشتم اما فکر کرد کارام وظیفه مه منم گذاشتمش کنار،الان فقط یه سلام اول صبح یا اگه کاری باشه بهش میگم تو بقیه مواقع سرمو گرم کار میکنم کار هم نباشه سرگرم گوشی میشم

کلا با همکار جماعت نه دوستی نه رفاقت،سرد و جدی برخورد کن همینم از سرش زیاده

کلا احساس میکنم تو خونه هیچی بهش یاد ندادن مثلاذ۳۵ سالشه میاد میگه مامانم تو خونه برام چای میاره بابام جمش میکنه اولا اینکه گفتن نداره مثلا خیال کرده  حرف قشنگی زده گفتم دو دفعه خودت برای حودت بیاری اونها هم نمیارن تو تنبلی 

وای تا ادم انقدر مزخرف ندیدم مثلاذمیخواد بکه لوسم 

منم هر روز همکارم میبینم،اوایل خیلی هواشو داشتم اما فکر کرد کارام وظیفه مه منم گذاشتمش کنار،الان فقط ...

ببین  این همکارم هم نبود اگر دوتا دانسجو هم بوذیم نفرت داشتم ازش نفرت 

رفتیم یه جایی ماموریت بزور رفتیم خونه یه دوستش تودوران دانشجوی  بعد ۱۲ سال اخه چ لزومی داشت بریم باید بهش میگفتم نمیام 

ده بار این کار و کردم نمیشه

همکار من آخر سالی یادش اومد بره عمل زیبایی ۳ هفته مرخصی گرفت الکی گفت مریضه باید حتما عمل بشه مدیرمون هم دلش سوخت منه بدبخت جور اون سه هفته ش رو کشیدم،بعد که مدیرمون فهمید چیکار کرده گفت بیشعور تر ازاین آدم و بی مسئولیت تر از این ندیدم،بعد تازه خانوم اومده به مدیرمون گفته خانوم فلانی وظیفه ش بوده کار منو انجام بده درصورتیکه من مدیر دفترم باید تحت نظارت من کاراشو انجام بده بعد قبل اینکه برای عمل کوفتیش بره باید کارش به من تحویل میداد،اعتراضم کرده که خانوم فلانی چرا ۱۰ دقیقه دیرتر از ما باید بیاد کلا فکر کرده کاره ایه همه ش هم من فلان چیز خریدم فلان کار کردم فلان چیز دارم منم گفتم این مسائل به من مربوط نمیشه لطفا کارتون درست انجام بدید،حالا دنبال جایگزینیم براش خودش خبر نداره

همکار من آخر سالی یادش اومد بره عمل زیبایی ۳ هفته مرخصی گرفت الکی گفت مریضه باید حتما عمل بشه مدیرمو ...

انشالا یکی جایگزینش کنی حالش بیاد جا  ادم پر رو 

بدرک،شما ابهت خودتو حفظ کن

این حالا مثل اونی که تعریف کردی نیست کارشو گردن دیگران نمیندازه ولی اخلاقیاتش فاجعه اس دلش میخواد من دوست صمیمیش باشم من بدم ازش میاد 

انشالا یکی جایگزینش کنی حالش بیاد جا ادم پر رو

خیلی پر روست،روزای اول که اومد کلی حواشو داشتم دیر میامد ساعتش رو به موقع میزدم،مرخصی میخواست به من میگفت،مساعده خودم براش میگرفتم،حتی چند باری گفت تنهاست میخواد بره خرید باهاش رفتم ۴ ساعت ۴ ساعت چرخیدیم،طلا میخواست بخره کم داشت بهش دادم نه که برنگردونده باشه نه ولی اگه کمکش نمیکردم با پولش یه تیکه هم نمیتونست بخره،بعد خانوم اینجوری رفتار کرد

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز