سلام سلام سلام
همه جا خیلی شلوغ پلوغه و همه خیلی کار دارن و درگیرن. می دونم. منم همینجوری ام. تا میای به خودت بجنبی شب شده و دیگه فرصت کتاب خوندن نیست و حتی یه سری کارها هم موکول شده واسه فردا، پس فردا هم وقتی برای کتاب خونی گیر نمیاد.
من بالاخره دو دنیا (نویسنده:گلی ترقی) رو تموم کردم، در طول یه سفر جاده ای طولانی. و تازه وقتی تو ماشین بیکار و با آرامش نشسته بودم و می خوندمش فهمیدم که چقدر نثرش روونه و ماجرای داستانهاش گیراست. رفت تو گروه کتابهایی که برای یک بار خوندن و تجربه ی قشنگ داشتن پیشنهاد می شه، و برای تازه کتاب خون ها یا کسایی که بعد از مدتها می خوان به دنیای کتاب خونی برگردن و دنبال یه چیز آسون و دوست داشتنی ان، کتاب خوبیه.
بعد از تموم شدن کتاب هم بلافاصله فیلم درخت گلابی رو دیدم که بر اساس داستان گلی ترقی هست و همایون ارشادی و گلشیفته فراهانی جزو بازیگراش هستند و داریوش مهرجویی هم کارگردانش. فیلم دقیقا فضای داستانهای گلی ترقی بود. محیط همون محیط، شخصیت دختر پر شر و شور و دیوانه و بداخلاق هم همون بود که تو داستاناش می بینیم.


یه عناصری هم تو همه ی داستانش انگار تکرار می شه. به قول شخصیت نویسنده ی درخت گلابی: از کارهای دیگه ی خودم دزدی ادبی می کنم. مثلا پیرزن فرتوتی که دزد به خونه ش می زنه اما دلش برای تنهاییش می سوزه و به جای دزدی کمکش می کنه. یا بچه ی شیطون و آتیش پاره ای که تو پیک نیک ها می بندنش به درخت تا آتیش نسوزونه. در کل به نظر میاد سوژه های گلی ترقی ، تصاویر خاطرات دنیای کودکی و نوجوانیش توی ایران هستند. خودش هم به این مساله اذعان داره. میشه فهمید که اون دوران چقدر برای شخصیتش و کارش کلیدی بوده.
بعد از خوندن صفحه ی ویکی پدیای گلی ترقی تصمیم گرفتم داستان بزرگ بانوی روح من رو حتما بخونم. قبلا مجموعه داستان فرصت دوباره رو ازش خونده بودم که اصلا دوست نداشتم، و تو نوجوونی هم داستان اناربانو و پسرهایش رو ازش خونده بودم که به شدت دوست داشتم.