خیلی دلم گرفته یه ماهه دیگه بچم بدنیامیادهنوزهیچی براش نخریدم .پدرومادرم که اصلابه فکرنیستن فقط ۴تیکه آشغال خریدن شوهرمم میگم بریم بخریم میگه بایدبرامون بیارن.میخام برم بیرون یه مشت وسیله بگیرم بدم مامانم که بعدبیاره ولی اصلانمیتونم نه حوصله خریددارم نه اونقدسرحالم که برم. خیلی ناراحتم که خونوادم انقدبی خیالن
مادرشوهرمم ازالان هی میگه من اون زمان فلانقدبرادخترم سیسمونی خریدم
به طرزعجیبی احساس غم دارم