2777
2789
عنوان

انجيلا👩

| مشاهده متن کامل بحث + 106434 بازدید | 933 پست

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش دوم






قسم می خورم همون لحظه  شما رو شناختم ..و تو دلم گفتم ..خدا یا شکرت پیداش کردم ..

اصلا فکرشم نمی کردم به خاطر شما اومده باشم هتل وقتی دیدم که اومدین جلو و خواهر شهاب هستین یقین کردم که حدسم درست بوده ...

قسم می خورم که این حقیقت ترین حرفیه که تو عمرم زدم ..به یگانگی خداوند قسم می خورم ..

گفتم از این قسم ها و قول ها من زیاد دیدم ..

شما با یک زنی روبرو هستین که دوبار ازدواج کرده ,,گوشم از این حرفا پر شده ,همه اول به آدم قول میدن که خوشبختت می کنم   ..ولی نمی تونن خودشون رو عوض کنن..من از کسی انتظار ندارم منو خوشبخت کنه این یک حرف بی معناست ..

کدوم آدم خودش به اندازه ی کافی احساس راحتی می کنه که بخواد کس دیگه رو هم با خودش بکشه ؟..نه ,,,چنین کسی وجود نداره  و من می خوام این بار خودم زندگیمو بسازم نمی خوام دوباره  اسیر دست کسی باشم ,اگر راحتم بزارن من می تونم با خیال آسوده زندگی کنم خودمو عوض کنم ولی بهم مهلت نمیدن برای همین داشتم از ایران میرفتم ....

گفت : شما که دکتر روانشناس هستین باید بدونین خوشبختی کامل وجود نداره و این بستگی به فکر هر انسانه که چطور فکر کنه  مثلا من همیشه احساس می کنم خیلی خوبم ..در حالیکه مشکلات مخصوص خودمو رو دارم ....

گفتم : اولا من دکتر نیستم دوما برای یک مادر دوری از بچه اش خیلی سخته چیزی نیست که یک لحظه فراموش کنه ..و براش دردناکه  ...

من متاسفانه سایه های سیاهی روی زندگیم افتاده که احساسم با یک آدم معمولی فرق می کنه ..

الان دوازده ساله بچه مو از دور می ببینم بدون اینکه اون بدونه من مادرشم ...

شما مردی و این چیزا رو  نمی فهمی ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش سوم







گفت : من خیلی نفوذ دارم اونم برات می گیرم بهت قول میدم ...

گفتم : یادتونه به من قول دادین مونس رو از ممنوع الخروجی در میارین چی شد ؟ دست کرد تو جیبش و یک کاغذ در آورد و داد به من و گفت : همون روز انجامش دادم ..

شرمنده ام ولی نمی خواستم شما برین ..

خدا منو ببخشه مجبور شدم به خاطر شما دروغ بگم ....

اما اون روز صبح که تو هتل منو دعوا کردین یادتونه ...باور کنین مثل بچه ای که از مادرش بترسه از شما ترسیدم اشک تو چشمم جمع شده بود تا حالا زنی با قدرت شما ندیده بودم ..

اومدم پایین به شهاب گفتم : کارتون انجام شده ولی ازش خواهش کردم که به شما نگه ..بزاره من شانسم رو امتحان کنم ....

گفتم :یعنی به من دروغ گفتین ...

خنده ی با مزه ای کرد و گفت :بله با کمک شهاب سرتون کلاه گذاشتیم ..ولی من با اینکه از دروغ متنفرم  این بار خیلی هم خوشحال بودم چنان لذتی بردم که نپرسین ...

گفتم : ولی آدم به هر دلیلی نباید دروغ بگه ... وای شما چیکار کردین ؟ من الان رفته بودم و دیگه از این حرفا نبود تو زندگیم ...

گفت : انجیلا خانم من به خاطر شما حاضرم هر کاری بکنم ..ببخشید ولی نمی تونستم بزارم شما برین ..

جواب خودمو چی می خواستم بدم ؟یک عمر خودمو سر زنش می کردم که عرضه نداشتم وقتی زن مورد علاقه ام رو پیدا کردی نگهش داری؟ ......

راستش با اینکه می دونم دروغ کار بدیه گاهی مجبورم به خاطر کارم دروغ بگم طوری که لطمه ای به کسی نزنه ..

متاسفانه اگر این کارو نکنم همه ی کارام می خوابه ..

مثلا برای مونس مجبور شدم دروغ بگم این جور جا ها بد نیست آدم کارش راه میفته ..

خوب بگذریم ...حالا چی میگین به من فرصت میدی خودمو بهت بشناسونم ؟







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش چهارم






گفتم : آقای دکتر ...من آدم ترسویی هستم ..دلم نمی خواد دوباره بی گدار به آب بزنم ...

گفت : ولی به نظر من شما یکی از زن های شجاع این دنیایی چرا که در مقابل دونفر که نمی تونستی باهاشون زندگی کنی و اذیتت می کردن ایستادی و طلاق گرفتی ...

بیشتر زن ها می مونن و می سوزن و می سازن ...

گفتم : این ظاهر قضیه است ...من از خونه ی مردی که مدام منو شکنجه می کرد و تو خونه حبسم کرده بود  اومدم بیرون مُهر بد نامی و فرار تو پیشونیم زد ..

دو سال با حکم عدم تمکین منو آزار داد و از این دادگاه به اون دادگاه کشوند من فقط هجده سالم بود  ...

بعد با مردی زندگی کردم که مثل یک بچه تر و خشکش می کردم ولی هر زنی رو به من ترجیح داد و پنج سال عذاب کشیدم و هر روز می شنیدم که با چندین زن رابطه داره ..

خدا می دونه چی می کشیدم ولی دم نمی زدم چون نمی خواستم دوباره طلاق بگیرم  ..

ولی مردم گفتن ..حتما چون خودشم یک کارایی می کنه صداش در نمیاد ...

بازم موندم ..ولی اون خودش دیگه خسته شده بود و می خواست آزادانه به کاراش ادامه بده و منو مانع می دونست ..

فکر می کرد اون چیزایی که از قبال خانواده ی من بدست آورده براش می مونه ..ولی اینطور نشد و فهمید که هیچی نیست ..

چون حالا همه چیز ش رو از دست داده ...آقای قیاسی من شجاع نیستم خیلی هم ترسو هستم برای همین  نمی خوام دوباره دچار اشتباه بشم فرصت این کارو ندارم ..

لطمه هایی که به روح و روانم خورد به زودی خوب نمیشه ...

دیگه جای خطا هم برای من نیست چون مادرم,, دو تا دختر دارم امروز نشد فردا آویسا هم میاد پیشم ...

خواهش می کنم بی خیال من بشین بزارین من آروم زندگی خودمو  بکنم .....

گفت : خیلی متاثر شدم ..چه مردایی تو این دنیا پیدا میشن ..دین و ایمون ندارن ؟شرف ندارن ؟ چطور می تونن زن خودشون رو, ناموس خودشون رو اینطور آزار بدن ؟

یک چیزی بهتون بگم ؟...قول بدین به کسی نگین ..دلم نمی خواد کسی بدونه چون احساس سر شکستگی می کنم ...

منم مثل شما خیانت دیدم ..خیلی بده ..زن من نروژی نبود عرب بود ..زینب,,این اسمش بود  .. بهم خیانت کرد و طلاق گرفت ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش پنجم








گفتم : واقعا ؟ خوب چرا گفتین نروژی مگه عرب باشه چی میشه ؟

گفت : خجالت می کشم ..اگر بگم نروژی همه می پذیرن که ممکنه این کارو با من کرده باشه ولی یک زن مسلمون نباید این کارو بکنه ...

به اسلام لطمه می خوره ....

گفتم : فکر نمی کنم ربطی نداره ..یک زن این کارو کرده باشه به اسلام مربوط نمیشه ....

گفت : حالا بیاین تو زندگی من متوجه میشین چی میگم ... دوستان من همه از اون کله گنده ها هستن و بسیار مومن و معتقد خوب نبود می فهمیدن زنم به من خیانت کرده ....

گفتم : آقای دکتر ولی این دوتا دروغ تا اینجا ..

گفت : نه این که فرقی نمی کنه چه عرب چه نروژی من طلاقش دادم رفته,, مشکلی نیست  برای شما دروغ محسوب نمیشه ...

گفتم : چند وقته ؟

گفت : شش ماهی میشه البته دو ساله از هم جداییم من به خاطر پسرم نمی خواستم طلاقش بدم ولی دیگه مجبور شدم ..خیلی عذاب کشیدم .. این طور چیزا با پول حل نمیشه .....

من زنی می خوام مثل شما نجیب و با صداقت ..

من اینا رو تو وجود شما دیدم ..البته انکار نمی کنم که در درجه اول شیفته ی زیبایی شما شدم ...

ولی چیزی که منو دنبال تو کشوند حیای توی نگاهت بود و اینکه زنی بودی که به خاطر پول دنبال من نیفتادی ....

من از این جور زن ها زیاد دیدم ...

گفتم : حالا منم مثل شما باید دو دلیل برای قبول کردنم داشته باشم یا نه ؟ جز پولتون و حرفایی که خودتون می زنین من به چی اعتماد کنم ؟چیزی از زندگی شما نمی دونم ....

بلند خندید و گفت : راست میگین حیایی هم که تو نگاهم ندیدی ..

چون نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و محو اون چشم ها نشم ...تو رو خدا جون من,, راست بگو با خودت فکر نکردی که من چقدر بی حیا هستم ؟

گفتم : قبلا نه ولی الان چرا ...

گفت : بریم دبی زندگی منو ببین همه چیز رو خودت از نزدیک ببین و بسنج وقتی منو تایید کردی اونوقت ازدواج می کنیم ..خوبه ؟

من مهمون می کنم تو رو با کل خانواده  ..همه با هم تصمیم بگیرین و در مورد من نظر بدین دیگه من حتی یک کلمه رو حرف شما حرف نمی زنم ..

فقط برای اینکه من گناه نکنم یک خطبه محرمیت  بخونیم ..

قول میدم دست از پا خطا نکنم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش ششم







گفتم : نمی دونم باید فکر کنم شما الان منو تحت فشار قرار دادین ..

گفت : من فردا باید برم تهران کار دارم ..تا شنبه شما خودتون رو برسونین من برای دوشنبه  همه چیز رو آماده می کنم ...

گفتم : فردا بهتون خبر میدم ..لطفا الان اصرار نکنین ..بزارین منم یکم فکر کنم ....

وقتی از اتاق اومدیم بیرون به ما گفتن دو ساعته داریم حرف می زنیم ..باورم نمیشد اصلا ، زمان برام بسرعت گذشته بود ...

آنا و بابا اصرار می کردن شب همون جا بمونه ..

ولی نمی دونم از اشاره های من فهمید که باید بره یا خودش اینطوری راحت تر بود گفت میرم هتل ..

شهاب اونو برد و خودش برگشت ..

نمی دونستم چه تصمیمی بگیرم ..آیا واقعا اون عاشق من شده بود؟ ..

وقتی بهش فکر می کردم احساس می کردم دیگه ازش بدم نمیاد و شاید مردی باشه که من بتونم دوستش داشته باشم ....

خوش قیافه و خوش تیپ بود و گرم و مهربون ..

مرد مومنی بود و اعتقادات عمیقی داشت ...اگر حرفایی که زده بود درست بود می تونستم در کنارش زندگی خوبی داشته باشم ....

فردا مونده بودم چی جواب بدم هنوز تصمیم درستی نگرفته بودم که شهاب رفت دنبالش و برای ناهار اومدن خونه ی ما این بار خودمونی تر و صمیمی تر شده بود ..

به محض اینکه رسید گفت : برای دوشنبه هماهنگ کردم بریم دبی تا با خانواده ی من آشنا بشین ... چند تا بلیط بگیرم؟

الان بگین که ترتیبشو بدم ..آنا گفت : وای من اصلا نمیام ..همین سفرم برام سخت بود..... بابا هم یک فکری کرد و گفت : من بدون آنا جایی نمی تونم بمونم ..

منم معاف کنید ..شما با شهاب  برین ..مهبد اصرار کرد که جاسم و فریبا با ما بیان ...فریبا گفت نمی تونم مرخصی بگیرم ..

من آشفته شده بودم دلم بشدت به شور افتاده بود دست و پام از حس رفته بود ...

گفتم :آقای دکتر قرار مون این نبود من هنوز به شما جواب ندادم ..

خندید و گفت : می دونم شلوغش کردم که نتونین بگین نه ..متوجه شدین ؟ تابلو بود ؟ آخه تا زندگی منو نبینین که نمی تونین تصمیم بگیرین ...

آنا جون راست نمیگم ؟ اصلا  هر چی شما بگین .. عقد کنیم بعد بریم یا صیغه ی محرمیت بخونیم ..من برای هر دو کار آمادم ..






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_سی ام و دوم- بخش هفتم






آنا گفت : عقد کنین ...

دیگه عصبانی شدم و با لحن تندی گفتم : بسه دیگه آنا من عقد نمی کنم ..نمی خوام تا مطمئن نشدم این کارو نمی کنم کسی هم نمی تونه مجبورم کنه آقای دکتر به شما هیچ قولی نمیدم ....

مهبد گفت : چشم هر چی شما بگین ..قول میدم دیگه ناراحتتون نکنم .

فقط اجازه بدین به خاطر اعتقادات من یک خطبه خونده بشه و من با خیال راحت برم ...

آنا گفت : من حرفی ندارم انجیلا باید بگه ...با خودم فکر کردم یک خطبه خونده بشه اشکالی نداره ...قبول کردم ...

مهبد زود زنگ زد و گفت : حاج آقا به همون آدرسی که بهتون دادم تشریف بیارین ...

بعد انگشتر ها و ساعتشو در آورد و گذاشت رو میز و رفت وضو گرفت ..

اون  همه کاراشو با سرعت و با یک تلفن انجام می داد چون ما هنوز ناهارمون تموم نشده بود که دو تا آقا اومدن و صیغه ی عقد رو بین ما با سی سکه ی طلا جاری کردن ....

مهبد دوتا جعبه ی جواهر در آورد یک گردنبد طلا خیلی سنگین و تو جعبه ی دیگه سی تا سکه داد به من ...

مات و متحیر مونده بودم تو این فرصت کم اون چطور اینا رو آماده کرده ؟ نمی فهمیدم بعد  گفت : دارم میرم سفر مدیون نمونم ...

مهر زن رو باید زود داد ..

گفتم لزومی به این کار نیست ..من نمی خوام برای صیغه مهری داشته باشم این فقط برای محرم بودنه  ...

گفت : اجازه بده من وظایف شرعی خودم رو انجام بدم چون استطاعت مالی دارم باید این کارو بکنم وگر نه مدیون میشم به خاطر من قبول کن ...

و بالافاصله بلند شد و  گفت : منو ببخشید که دیگه باید برم فرود گاه بلیط دارم امشب یک قرار مهم داشتم که نمی دونم بهش میرسم یا نه ؟ خوب خیلی زحمت دادم ...

شهاب گفت : ماشینت چی دکتر ؟

گفت : مال من نیست صاحبش اینجا ست سند و مدارک تو ماشینه .. گفته باشم خانم دکتر این رشوه نیست فقط علاقه است اگر زن من نشدین پس شم نمی گیرم چون نمی تونم ,,به اسم شماست ..

برای همه چیز ممنونم یکشنبه تهران می بینمتون ...

اون اول از همه مونس رو صدا کرد و باهاش خدا حافظی کرد ..و بعد از منو و بقیه  ...و یک BMW  آخرین مدل نوک مدادی گذاشت دم درِ خونه ی ما و  با جاسم رفت  فرودگاه ...

هنوز من مات و متحیر بودم که این آدم کی بود و چطور وارد زندگی من شد ....

اون بدون  هیچ چشم داشتی این کارو می کرد و من هنوز بهش هیچ قولی نداده بودم ..

نمی فهمیدم دارم چیکار می کنم انگار دوباره تن داده بودم به قضا ....که تلفن زنگ خورد ..گوشی رو جواب دادم ..

مهبد بود گفت : ببخش منو برای به دست آوردن تو هر کار بدی لازم باشه انجام میدم ..ولی وقتی از داشتنت خاطرم جمع بشه دیگه اذیتت نمی کنم ....

یک جمله ی دیگه بگم و قطع می کنم انجیلا من واقعا عاشق تو شدم از ته دلم ...

گفتم : شما کجایی با کی هستی ؟

گفت با جاسم ..گفتم جلوی اون داری این حرفا رو می زنی؟ ..

گفت : آره تو الان یک جورایی زن منی جاسم هم برادر زن منه چه اشکال داره؟....







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

خوابش تعبير شد فكر نكنم با اينم خوشبخت شه 🙁🙁

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

وااای چه کار جالبی واقعا عالیه ممنون که اینقدر وقت گذاشتی مهربون

زدم جز علاقه مندی میام میخونن مرتب

امیدوارم ادامه داشته باشه 👍👍👍👍👍👍

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

ی جایی میگه ۱۵ سالمه و سوم دبیرستانم.

ی جایی میگه برادر کوچکترم جاسم ازدواج کرده بود. ینی پسره زیر ۱۵ سالگی ازدواج کرده بود؟😥😥

ی جایی میگه چشمای کاظم سبزه. یجا میگه مشکی درشت...

حجاب یعنی زنده باد عشق ❤️(( از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌ اش.(امام موسی صدر)))
وااای چه کار جالبی واقعا عالیه ممنون که اینقدر وقت گذاشتی مهربون زدم جز علاقه مندی میام میخونن مرتب ...

خواهش مى كنم عزيزم خوشحالم كه مى خونى بله عزيزم ادامه داره هرروز ساعت ١:٣٠ميذارم🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

عزيزم جاسم برادر بزرگترشه نه كوچيك تَر ا

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ی جایی میگه ۱۵ سالمه و سوم دبیرستانم. ی جایی میگه برادر کوچکترم جاسم ازدواج کرده بود. ینی پسره زیر ...

کاظم  با اون چشمهای سیاه و درشتش  اونجا  ایست

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ی جایی میگه ۱۵ سالمه و سوم دبیرستانم. ی جایی میگه برادر کوچکترم جاسم ازدواج کرده بود. ینی پسره زیر ...

من دوازده  سال بعد از دو تا پسر بدنیا اومده بود

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ی جایی میگه ۱۵ سالمه و سوم دبیرستانم. ی جایی میگه برادر کوچکترم جاسم ازدواج کرده بود. ینی پسره زیر ...

عزيزم اينا چيزايى بود كه تو داستانه حالا اونجاهايى رو كه ميگين تناقض داره شمام كپى كنيد بذارين ممنون چون من يادم نمياد كه گفته باشه چشماى كاظم سبزه يا بكه جاسم برادر كوچيكه منه 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ی جایی میگه ۱۵ سالمه و سوم دبیرستانم. ی جایی میگه برادر کوچکترم جاسم ازدواج کرده بود. ینی پسره زیر ...

ت ویترین دوتا چشم سیاه دیدم که منو نگاه می کرد توجهی نکردم ...

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه پسره

arooo | 11 ثانیه پیش

سنگینی دست

98mhri98 | 13 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز