2777
2789
عنوان

دارم سکته میکنم فک کنم اینجا جن داره

63123 بازدید | 831 پست

سلام بچه ها..

الان که دارم تایپ میکنم زیر پتو هستم..

یادتونه خیلی وقت پیش اومدم خونه ی داییم و زنداییم گفتم بچه اش با یه چیزایی تو هوا بازی میکنه؟

اونموقع هم از شدت ترس تاپیک زدم حقیقتا من نسبت به این مسائل خیلی ترسوام..

حالا دوباره تکرار شده. از عصر که اومدم خونه اشون پسر داییم داره با کاراش منو میترسونه همش میبینم میره گوشه ی حیاط دیوار با یکی به اصلاح که من نمیبینم و از قول خودش فقط اون میبینه حرف میزنه میاد به من آمار میده بچه ها شاید باورتون نشه ولی بخدا صاف دست گذاشت رو هدف.. برداشت گفت دوست من میگه چقدر طلای جدیدت رو دوست داری چرا به جاش نقره نمیخری بیاری برامون؟ منو میگی داشتم خوف میکردم چون پریروز طلا خریدم ولی اصلا سر و گردنم نکردم موندم این از کجا فهمید چون حتی به هیچ احدی هم نگفتم اینا بماند باز از این یک سره حرف زدناش بگذریم میبینم زنداییم زیرزیرکی میکشتش کنار با ترس و یه چیزی در گوش بچه اش میگه مثل اینکه دیگه تو حیاط نچرخه بعد میبینم زنداییم هم پا تند میکنه انگار مثلا میترسه وایسته بعد ک میشینه میبینم موهای تنش سیخ شده.. شبم بچه اش گفت میشه پیشت بخوابم دختر عمه منم گفتم بچه اس دلش نشکنه گفتم اره عزیزم چرا نه.. اینم از وقتی پیشم خوابیده مدام سرشو برمیگردونه سمت کنج دیوار اتاق و با یکی حرف میزنه دیگه طاقت نیاوردم و گفتم آرمان جان عزیزم بخواب که صبح خواب آلودی برداشت گفت دوستم میخواد از آشپزخونه غذا برداره میترسه پاهاتو لگد کنه بهم گفت بهت بگم پاتو جمع کنی وگرنه تب میکنی ها بخدا قسم که قالب تهی کردم نمیدونم چیشد تا پاهامو جمع کردم دیدم داره از اشپزخونه اشون که به اتاق آرمان که توش هستیم چسبیده صدا تلق و تولوق بشقاب میاد زنداییم و داییم هم اتاق خودشونن بخوام رد بشم برم بیدارشون کنم مجبورم یه دور از آشپزخونه رد بشم بخدا جراتم نمیاد گه خوردم پامو گذاشتم اینجا کمک کنید از اون موقع تند تند دارم بسم الله بسم الله میکنم

فعلا بیحالم نمیتونم امضا بزنم. 🤦‍♀️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وای من و داداشمم بچگی دوسته خیالی داشتیم و باهاش بازی میکردیم و حرف میزدیم ولی اینقدر وحشتناک نبود

این خیلی غیر واقعیه


He said: One day you’ll leave this world behind so live a life you will remember

فقط شبا یادتون میاد از این تاپیکا بزنید؟

اخه تقصیر من چیه که الان در لحظه برام اتفاق افتاده بخدا سر و روم عرق مرد زیر پتو قلبم داره وایمیسته موندم چطوری شب رو صبح کنم شوهرم رفته ماموریت مادرم مسافرت گفتم امشب مثلا بیام اینجا تنها نباشم از شانس گندم کاش پام میشکست

فعلا بیحالم نمیتونم امضا بزنم. 🤦‍♀️
یا ابلفضمیخواستم بخوابمفکر کردم میگی سایت جن داره خوف کردم

من چیکار کنم حالا به نظرتون بخدا هرچی خدا پیغمبر زیر لب گفتم دروغ نمیگم اگر بگم چیزی تا مرز سکته ندارم سری پیش هم شک داشتم ولی دوستان گفتن بچه دوست خیالی داره این چ دوستیه اخه

فعلا بیحالم نمیتونم امضا بزنم. 🤦‍♀️
بخدا اگر دروغ گفته باشم الان زیر پتو دارم از شدت استرس صورتم تند تند عرق میاره ولی سرمو از لا پتو بی ...

از بچهه بپرس ببین چی میگه

He said: One day you’ll leave this world behind so live a life you will remember

وای من و داداشمم بچگی دوسته خیالی داشتیم و باهاش بازی میکردیم و حرف میزدیم ولی اینقدر وحشتناک نبودای ...

بخدا اگر دروغ گفته باشم الان زیر پتو دارم از شدت استرس صورتم تند تند عرق میاره ولی سرمو از لا پتو بیرون نیاوردم

فعلا بیحالم نمیتونم امضا بزنم. 🤦‍♀️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز