وای یادش بخیر.
وقتی من دبستانی بودم، هرازگاهی جشن خیریه برای بچه های سرطانی و … برگذار میشد، توی اون روز ها حیات مدرسه پر میشد از میزهای رنگی فروش غذا و صنایع دستی و …
مامانا جمع میشدن، یکی پیتزا درست میکرد، یکی ساندویچ کلاب، انواع آش، دسر های خوشمزه، ساندویچ های مختلف، غذاهای محلی خودشون و… خلاصه هر نوع غذا و خوراکی که فکر کنید
بچه ها گروه گروه مسئول فروش محصولات یک میز با کمک مامان یکی از بچه ها میشدن و خیلییی خوش میگذشت.
آخر سر هم کلی پول جمع میشد که به بچه هایی که به بیماری های خاص دچار بودند یا بدون سرپرست یا بد سرپرست بودن، تعلق میگرفت.
یادمه همه ی بچه ها برای اون روز خاص هر کاری که از دستشون بر میومد انجام میدادن!