2777
2789
عنوان

خواستگار🫥

102 بازدید | 11 پست

یکی از فامیلامون و از کرونا تا هفته پیش ندیده بودم و اونا مشهد زندگی میکردن،مامانم هفته پیش چهارشنبه بهم گفت بیا بریم که فامیلا اومدن خونه مامان‌بزرگ،منم گفتم نمیام امتحان آغازین دارم،بعدمامانم یکم تهدیدم کرد چون هیچ جا نمیرم منم حاظر شدم،برا اولین بارم خط چشم کشیدم🤘تقریبا نیم ساعت زمان برد🙂آخرم قرینه نشد،رفتین خونه مامان بزرگم اونجا بعد سلام و احوالپرسی ۲ ساعتی نشستیم،امروز مامانم گفت که خانومه که فامیلمون هست منو برا پسرش میخواد:/منم به مامانم گفتم هنوز سنی ندارم منه بدبخت،گفت نیاز نیست نگران باشی مهم نطر توعه،منم نمیدونم جواب بدم یا نه،حقیقتا درسم مهمه اما پسره کیس خوبیه،میترسم ردش کنم دیگه خواستگار خوب نیاد برام🫡

بعد خط چشم از نرده پله های خونتون سر خوردی یا نه؟

این خیلی مهمه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز