یکی از فامیلامون و از کرونا تا هفته پیش ندیده بودم و اونا مشهد زندگی میکردن،مامانم هفته پیش چهارشنبه بهم گفت بیا بریم که فامیلا اومدن خونه مامانبزرگ،منم گفتم نمیام امتحان آغازین دارم،بعدمامانم یکم تهدیدم کرد چون هیچ جا نمیرم منم حاظر شدم،برا اولین بارم خط چشم کشیدم🤘تقریبا نیم ساعت زمان برد🙂آخرم قرینه نشد،رفتین خونه مامان بزرگم اونجا بعد سلام و احوالپرسی ۲ ساعتی نشستیم،امروز مامانم گفت که خانومه که فامیلمون هست منو برا پسرش میخواد:/منم به مامانم گفتم هنوز سنی ندارم منه بدبخت،گفت نیاز نیست نگران باشی مهم نطر توعه،منم نمیدونم جواب بدم یا نه،حقیقتا درسم مهمه اما پسره کیس خوبیه،میترسم ردش کنم دیگه خواستگار خوب نیاد برام🫡