2777
2789
عنوان

درد دل

| مشاهده متن کامل بحث + 618 بازدید | 40 پست

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شوهرت منظورش از هر چی حتما خرید یک جفت جوراب یا کش مو یا نهایتا یک عدد روسری بوده. 

اخم کرده که خرید نکنی کتک هم زده الان خوشحاله پولاش مونده تو حسابش ناراحت تو هم نیست. آشتی نکن تا حسابی خرید کنه برات.عادت میشه براش که برای هر خرید شر درست کنه منصرف شی

سلام دوستان اگه میشه راهنماییم کنید

شوهرم بد دهنه و خانواده شوهرم از من متنفرن چون ازدواجمون با خواست اونا نبود...فقط فش میدنوتحقیرم میکنن دیگه خسته شدم الان ۴ یاله ازدواج کردیم باز دنبال راهی برا طلاقم هستن


شوهرت منظورش از هر چی حتما خرید یک جفت جوراب یا کش مو یا نهایتا یک عدد روسری بوده.  اخم کرده ک ...

همه روشی تو این چند سال باهاش پیش رفتم این کلا میگه اون چیزی که تو ذهن منه باید انجام بشه اره انتظار نداشت چادر بخوام خوبه نیاز مالی نداره و اینطوریه ولی کلا حوصلشو ندارم دلم بیشتر واسه این بچه توراهیم میسوزه که بعدا همچین ادمی پدرش باشه اینقدر مستبدو خود رای.از وقتی ازدواج کردم احساس میکنم یه ادم با کلی عقده شدم که حق ترکیدن هم نداره به همین خاطر ناامیدم دوست دارم تموم بشه  زندگی 


خدایا شکرت...
عزیزم خب خاک تو سرت نبایدبگی کههههههههه

میدونم که حرف من خوب نبود ولی تقصیر خودشه من که نخواستم برم بیرون و خرید من که ازش درخوایتی نداشتم خودش خواست اخر سرم کلی به من توهین و بدو بیراه گفگفت و...

خدایا شکرت...

۳۰ سالمه قبلا ازدواج کردمو پسر ۱۱ ساله ای دارم....با شوهر دومم بعد طلاق آشنا شدم ولی خانوادش نمی خواستن و الانم که النه فحشای ناموسی میدن و شوهرم با حرف اونا اذیتم میکنه....کتکم میرنه فش میده ....

منم تو این پنج سال همه جوره سیاست به خرج دادم محبت کردم از خودگذشتگی کردم ولی همه اینارو وظیفم میدونه و فایده ای نداشته.مرد مستبدو لجباز هیچ کاری نمیتونی باهاش بکنی.هرکاری خودش خواسته باشه انجام میده حالا ممکنه اون باب میلش نظر منم باشه یا نباشه.ولی من که صددرصد افسرده ام مواقعی هم دعوا و بحثی نداریم بیخیال خواسته هام شدم وسعی کردم بی اهمیتی کنم نسبت به موضوع که بیش از این داغون نشم.

نسبت به قبل ازدواجم یک دهم هم شادی و خنده تو رندگیم نیست خیلی به ندرت میخندم.نگران دخترم هستم هنوز بدنیا نیومده دلم واسش میسوزه.خواهشا واسه خودم و دخترم دعا کنین 

خدایا شکرت...
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز