من تو عقد میرفتم خونه مادرشوهرم
فقط سلام علیک.دیگع لالمونی میگرفتن تا اخر
بعد میومدم خونه
شوهرم زنگ میزد
چرا مانتوت کوتا بوده.چرا جورابت این رنگی بوده.چرا لباس چسبون پوشیده بودی.چرا چرا چرا
میفهمیدم اونا پرش کردن
یعنی قشنگگگگگ ی دعوا راه میافتاد بین منو شوهر
میگفتم چرا اینارو جلو خودم نمیگن اخه
خلاصه خیلی درگیر بودیم
ولی بعد عرویی همشونو شستم گذاشتم کنار