تروخدا یکی منو نجات بده برای همیشه یکبار دیدمش وقتی دیدمش با اینکه گفت چهره ات رو بعد یه سال یادمه گفتم این به این خوشگلی و خوش صدایی صد تا کراش دیگه داره خیلی ازش خوشم اومد اما وقتی دیدمش وانمود کردم اصلا اینجور نیست باهاش حرف زدم اما احساساتم رو نشون ندادم .چقدر دلم میخواست فرداش میدیدمش تو شرکت دیگه ندیدمش تا ۷ ماه بعد اون زود تر منو دیده بود متوجه شده بود جوری رفته بود تو گوشیش و خودش رو گرفته بود . من فقط زیر چشمی نگاه میکردم میز روبرویی بود .هر روز سر ساعتی که اون بود عمدا میومدم تا ببینمش ولی اصلا نگاش نمیکردم میترسیدم بعد دو ماه شاخکاش تیز شد انگار فهمبده بود من خوشم ازش میاد حرکتی و نشونه ای زد منم خوشحال اما زود تموم شد .دوباره تا یکماه ونیم دیکه ندیدمش دوباره همون موش و گربه و بازیها خلاصه کنم نتونستنم ارتباط برقرار کنم . شماره بگیرم با اینکه لبخند رد وبدل شد .بچه ها دیگه امکان نداره ببینمش کمکم کنید .بچه ها من احساس میکنم عشق نیست . دوپامین که روز اول دوست داشتم باشه همنو میخوام هرچی نگاه میکنم من چون یه پسر خوش قیافه بهم توجه کرده بود بهمین دلیل دوست دارم تجربه ام تکرار شه نجاتم بدین هیچ روانشناسی نمیتونه منو نجات بدهد
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه