ظهر منو شوهرم بحثمون شد ک میگ ۵شنبه بیا ببرمت خونه مادرت و منم پیش رفیقام البته مختصر میگم چون مقصر اون بود گیر داده و منم نمیرم مامانم شبا زود میخوابن اونم دیر میاد هزارم بگی زود ک نمیاد هیچ لجم میکنه منم دیدم گیر میده خیلی بدش میاد ک بهش شک داشته باشم منم گفتم چیه خر میخوای رنگ کنی با عصبانیت گفت اره میخوام دختر بیارم خونه فهمیدم از لجم اینطوری میگ گفتم خب برو بیار ببینمش بدش میرم خدونه مامانم گفت باشی حال نمیده دیگ خونم ب جوش اومد از حرفش کلی جنگ و دعوا بدش گفت مردشور طرز فکرتو دیگ از ظهر باهاش حرف نزدم قهر کردم الان باشگاهه ب سرم زده کلی پیام بهش بدم حرفای سنگین بنظرتون بگم یا باهاش حرف نزنم چیکار کنم گلا