من جاریام باهم یه جوری تیمن همش پشت سرم حرف میزنن خواهر شوهر هامو پر میکنن مادر شوهر مو پر میکنن خلاصه هرکاری میکنن که من ادم بده شم من شده دعوا جاری برادر شوهرمو دیدم یه کلمه پشتشون چیزی نگفتم علت رفتارهاشون اینه که من شوهرم خوبه باهام احترام مو داره و تو خانواده خودم مثل ملکه باهام برخورد میکنن خانواده ام کاری کردن سرتراز اونا باشم بخاطر حسادت این طوری میکنن وگرنه من بدی در حق جاریام نکردم که انتقام بگیرن حالا به اجبار باید باهاشون برم مسافرت چیکار کنم و اینکه شوهرم دوست داره خانواده شو مادرش بیشتر دوست داره اینم بگم که جاریام پشت من حرف میزنن وگرنه شوهرم دوست دارن پشت اون چیزی نمیگن و حتی شده جاریم پیش من از اون یکی جاریم بد بگه ولی من به کسی نگفتم من ساده ام اونا سیاست دارن