خاطرات خوبی برامون ساخته ساعت خوش روزگار جوانی .....ادمی ک زیادی دلش پاکه براش حرف درست میشه عزیزم
اره کارای قدیمی شو دوس دارم منم
ولی بعضی از رفتاراش تقصیر خودشه زیادی هیجانی میشه یه وقتایی ام چیزایی میگه که حس میکنم از دهنش میپره و بقیه براشونجالب نیست نمیدونم شاید چون شهرستانیه اینجوری نگاش میکنن
متین ستوده باید همه جا باشه؟ 🤦🏻♀️ چه نمکی داره اخه!
هر روز تو کوروش کمپانی ولو بود
چطور روش میشه تو خیابون راه بره، چی برسه به این برنامه ها
احمقها به همین راحتی اداره میشونداستالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی میافتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانههای گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب میکرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده میکنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من میآید احمقها به همین راحتی اداره میشوند!