2777
2789
عنوان

hcn,h[ fh nuh 'vtjk

80 بازدید | 4 پست

یکی از فامیل هامون رفت پیش یه دعا نویس معتبر. براش دعا نوشت خیلی زود هر دوتا خواهر ازدواج کردن. همش اصرار میکردم ما هم بریم ولی خونوادم گفتن نه.  خیلی وقت بود بی خبر بودیم از هم. امروز اومده بودن خونمون. با دوتا بچه یکیش طلاق گرفته بود. اون یکی هم شوهرش معتاد شده، با دوتا بچه اومده بود دنبال کار کمیته امداد. تا بتونه کمک خرجی بگیره. یهویی به خودم اومدم گفت خدایا ممنون که نشد برم پیش دعانویس

برای ازدواجم و سلامتی مادرم یه دونه صلوات مهمونم کن

دعا خوبشم بده 

ی نفر میگفت از ما بهترون زن و بچه دارن 

وقتی برای ی دعایی میگیرنش دعا نویسا موکل رو قفل و زنجیر میکنن تا کار انجام بده


نفرین زن و بچه از ما بهترون میگیره اون طرف و ...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مام یکی از فامیلامون دختره‌نمیخواست شوهر کنه ب زور دعا دادنش ب خواستگارش بعد ی سال نشده طلاق گرفتن دختره چن بار خودکشی کرد و بدون بهونه میگفته نمیخوامش علتی هم نداشت برای نخواستنش تا اینکه طلاق گرفتن. مادرش میگفت خودم اشتبا کردم دعا نوشتم.

یا من یا هیچکس همون خودم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز