2777
2789
عنوان

hcn,h[ fh nuh 'vtjk

80 بازدید | 4 پست

یکی از فامیل هامون رفت پیش یه دعا نویس معتبر. براش دعا نوشت خیلی زود هر دوتا خواهر ازدواج کردن. همش اصرار میکردم ما هم بریم ولی خونوادم گفتن نه.  خیلی وقت بود بی خبر بودیم از هم. امروز اومده بودن خونمون. با دوتا بچه یکیش طلاق گرفته بود. اون یکی هم شوهرش معتاد شده، با دوتا بچه اومده بود دنبال کار کمیته امداد. تا بتونه کمک خرجی بگیره. یهویی به خودم اومدم گفت خدایا ممنون که نشد برم پیش دعانویس

برای ازدواجم و سلامتی مادرم یه دونه صلوات مهمونم کن

دعا خوبشم بده 

ی نفر میگفت از ما بهترون زن و بچه دارن 

وقتی برای ی دعایی میگیرنش دعا نویسا موکل رو قفل و زنجیر میکنن تا کار انجام بده


نفرین زن و بچه از ما بهترون میگیره اون طرف و ...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

مام یکی از فامیلامون دختره‌نمیخواست شوهر کنه ب زور دعا دادنش ب خواستگارش بعد ی سال نشده طلاق گرفتن دختره چن بار خودکشی کرد و بدون بهونه میگفته نمیخوامش علتی هم نداشت برای نخواستنش تا اینکه طلاق گرفتن. مادرش میگفت خودم اشتبا کردم دعا نوشتم.

یا من یا هیچکس همون خودم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز