مادرشوهرم سیاست دارع نمیگه اینجوری ولی هی داشت میگفت چرا ب دومی شیر خودتو ندادی و فلانو ال و بل منم بچم سیر نمیشد و خیلی لاغرم
گفتم مگه گاوم که شیر بدم دیگ هیچی نگفت ولی تا دوماه همش ب شوهرم میگفت
شوهرمم گفت وقتی شیر نداشت چکار میکردیم
خیلی سر زایمانام اذیتم کردن نمیگذرم ازشون بهترین دورانمو زهرم کردن لعنت ب تو یه ساختمون بودن