من قبلا تو رابطه بودم با یه آقایی بهش گفته بودم تموم رابطمون رو رابطه قبلیم رو به کسی ک الان باهاشم
خانواده هامون در جریان رابطمون هستن
بعد اون آقا ک قبل از دوست پسرم باهاش تو رابطع بود تعمیر کار لوازم خونه هست
خواهرم چند روز گیر داده بود به بابام ک زنگ بزنید بیاد کولر درست کنه
دوست پسرم همیشه میگ چیزی ازم پنهون نکن
منم امروز عصر بهش گفتم خواهرم گفته اینجوری
اونم خیلی عصبی شد ن حق نداره بیاد و فلان
از ساعت 3 تا الان داشتیم دعوا میکردیم خیلی بد
همش سر اینکه میگ چرا قبل اینکه به من بگی به خواهرت نگفتی ک اگ فلانی بفهمه عصبی میشه ناراحت میشه و اون حق نداره اصلا بیاد خونمون این حرفا
😪😭 رفت گفت دعاشو به جون خواهرت کن
ما دوساله با همیم همه هم میدونم رابطمونو
چکار کنم دارم دق میکنم تنها دلخوشیم بود
من و هیچ کسو جز اون نداشتم ن رفیقی ن کسی دیگ هزار بار بهش گفتم تو تنها دارایی منی