من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
چشماتو ببند و سه تا از ویژگی های خدا رو که برات از همه پررنگ تره بهم بگو اگه دوست داشتی
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
اگه دوسم داشت دورمو پر از آدما نمیکرد که ازم متنفرن من هیچوقت مث یک دختر زندگی نکردم حتی برام لباسم نمیخرن الان همه تو خونه دارن میخندن من نوزده ساله دارم زیر پتو هق هق گریه میکنم
- خدایا ما به دیدن معجزه های تو در لحظههای نا امیدی ، سخت محتاجیم . 🌱🤍﮼
اگه دوسم داشت دورمو پر از آدما نمیکرد که ازم متنفرن من هیچوقت مث یک دختر زندگی نکردم حتی برام لباسم ...
این انتخاب خودت بوده عزیزم، نه از خدا خواستی، نه تلاش کردی، من میتونم بهت یه توصیه بکنم اگه دوست داشتی انجام بده، من میگم جواب می گیری، یه مدت برای خودت دعا کن، مثلا ۴۰ روز برای عاقبت به خیری و حاجت هات یک دعای بخصوص رو بخون، مثلا دعای توسل، از طرف دیگه هم، سعی کن اخلاق و معاشرت ات رو هر روز بهبود بدی، مثل یک انسان خدا دوست واقعی، چون خدا دوست نداره بنده هاش با هم تنش داشته باشن، همیشه به حسن معاشرت تشویق شدیم.