من توی خونه انقد بهم محبت نشده همش درحال دعوا کردنم چشم عزیزم حتما انجام میدم
میدونم چی میگی عزیزم، اونا هم محبت ندیدن حتما، که به تو بدن، اما تو رود باش، هم خودت بجوش و هم به بقیه بهره برسون، بزار تو چشمه ی محبت باشی و اونا رو سیراب کنی، بخاطر خدا این طور باش، گره هات یکی یکی باز میشن، مخصوصا پدر و مادر که هر چقدرم نامهربون، باید با ادب و احترام و خوش برخورد باشی باهاشون، دستور خداست، اگه میخوای خدا کمکت کنه، تو به امر خدا توجه کن، بخاطر رضای خدا تو هم یه تغییری به خودت میدی، امر خدا هم بخاطر خودمونه، اسمش بخاطر خداست، خیرش برای ماست.
خانواده ام انتخاب خودم بوده؟ بابام بهم پول نمیده چیکار کنم نمیزارنم برم سر کار اعتماد بنفس نذاشتن بر ...
بله، هر جا سکوت کردی، یعنی راضی بودی، بايد چیزهایی که حق انسانی ات هست رو میخواستی، که البته توی همه ی خانواده ها مشکل هست، برای هر کس به نوعی، برای شما هم این حالت بوده، بلند شو، با اراده، با قاطعیت اما مهربانانه خواسته ات رو بگو و بخواه.
درسته من پدرمو عادت دادم که ازش پول نگیرم من خودم باعث شدم توی خونه مث یه نوکر باهام رفتار شه & ...
ببخشید عزیزم، من اصلا دوست ندارم باعث ناراحتیت باشم، خواستم با واقعیت تو رو آشنا کنم عزیزم، چون آدم وقتی داخل مشکله، یه چیزایی سخته دیدنش، خودم تجربه اش رو دارم.
هرچی میگن من اطاعت میکنم حتی تمام دوستامو ازم گرفتن یکبارم با دوستام نتونستم برم بیرون توی عمرم ...
دقیقا منم همین رو میگم عزیزم، هر جا سکوت کردی، اعلام رضایت کردی، باید میگفتی که تو هم حقی داری، البته با ملایمت و خوش رویی، نباید بی تفاوت بی خودت باسی.