یعنی متنفر شدم چون هر کدوم به یه طریقی دخالت میکنن من و شوهرم بینمون سوخی زیاده و هر از گاهی شوخی میکنیم از یه طرفی پدر شوهر از یه طرفی خواهر شوهر اومده بهم میگه چند بار میخاسم بهت بگم شوخی نکن شوخی هات خوب نیس منم گفتم ما بینمون این چیزا نیس و هر زن شوهری باهم رمز رازهایی دارن که ب خودشون مربوطه از طرفی هم جاریم هی دخالت میکنه ما یه مسافرت دسته جمعی رفته بودیم که دایی همسر و شوهر خواهرص عرق میخوردن شوهر منم خورد من ناراحت شدم بدم اومدم چون تا حالا اینکارا نمیکرد جاریم دخالت مبکنه که چرا خودت کنار میکشی باهاش قهر میکنی برار راحت باشه فلان باشه اومدم ب خواهر شوهرم میگم بهش بگو تو زندگیم دخالت نکنه 😡😡😡من تا حالا تو زندگی هیچکدومشون ن دخالت کردم ن نظر دادم همه پشت اون میگیرن از طرفی هم قبل این سفر رفتن خونه دایی خونه خاله ب من گفتن خواستیم بریم خبرت میکنیم اما خودشون رفتن ب من نگفتن البته من که عاج داغ نیسم ولی بدم اومد ک همون شب ک من زنگ زدم بدون گفتن ب من رفتن از طرفی هم رفتن یه مسافرت دیگه ب من نگفتن که بعد من از زبون شوهرم متوجه شدم منم چند روزه ن زنگ زدم ن سراغ گرفتم چکار کنم ک همسرم ب زندکی خودمون سرش بیشتر گرم بشه و خوب بد تشخیص بده نزاره کسی دخالت کنه ازم دفاع کنه توروخدا راهنمایی کنید
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
جلو اونا شوخی نکن که محدوده و حریم زندگیت حفظ بشه. کلا یه فاصله ای رو حفظ کن تا حریم زندگیت حفظ بشه ...
اخه یه مشکل دیگه هم هست هر اتفاقی بینمون بیفته چه خوب چه بد شوهرم میره میزاره کف دست خانواده اش من از این کار متنفرم هزار بار بهش گفتم توضیح دادم اما انگار ن انگار راه حل دارید