یعنی متنفر شدم چون هر کدوم به یه طریقی دخالت میکنن من و شوهرم بینمون سوخی زیاده و هر از گاهی شوخی میکنیم از یه طرفی پدر شوهر از یه طرفی خواهر شوهر اومده بهم میگه چند بار میخاسم بهت بگم شوخی نکن شوخی هات خوب نیس منم گفتم ما بینمون این چیزا نیس و هر زن شوهری باهم رمز رازهایی دارن که ب خودشون مربوطه از طرفی هم جاریم هی دخالت میکنه ما یه مسافرت دسته جمعی رفته بودیم که دایی همسر و شوهر خواهرص عرق میخوردن شوهر منم خورد من ناراحت شدم بدم اومدم چون تا حالا اینکارا نمیکرد جاریم دخالت مبکنه که چرا خودت کنار میکشی باهاش قهر میکنی برار راحت باشه فلان باشه اومدم ب خواهر شوهرم میگم بهش بگو تو زندگیم دخالت نکنه 😡😡😡من تا حالا تو زندگی هیچکدومشون ن دخالت کردم ن نظر دادم همه پشت اون میگیرن از طرفی هم قبل این سفر رفتن خونه دایی خونه خاله ب من گفتن خواستیم بریم خبرت میکنیم اما خودشون رفتن ب من نگفتن البته من که عاج داغ نیسم ولی بدم اومد ک همون شب ک من زنگ زدم بدون گفتن ب من رفتن از طرفی هم رفتن یه مسافرت دیگه ب من نگفتن که بعد من از زبون شوهرم متوجه شدم منم چند روزه ن زنگ زدم ن سراغ گرفتم چکار کنم ک همسرم ب زندکی خودمون سرش بیشتر گرم بشه و خوب بد تشخیص بده نزاره کسی دخالت کنه ازم دفاع کنه توروخدا راهنمایی کنید
اره بستگی به خودت داره دوره های زنان موفق و تاثیر گذار و اینارو گوش کن خواهر من شوهرش خیلی بد قلق وبد عنق بود خیلی روش تاثیر. گذاشته البته سر زبونش هم خوبه خواهرم من نه زبون ندارم تو چی ؟
اره بستگی به خودت داره دوره های زنان موفق و تاثیر گذار و اینارو گوش کن خواهر من شوهرش خیلی بد قلق و ...
از کجا گوش کنم
نه منم ندارم قبلا چرا داشتم ولی الان خیلی سکوت میکنم یعنی همسرم منو محدوده کرده نمیزارع دفاع کنم تا هم دفاع کنم یا حرفی بزنم لج میکنه تا چند مدت زندگی ب دهنت زهر میکنه
اخه یه مشکل دیگه هم هست هر اتفاقی بینمون بیفته چه خوب چه بد شوهرم میره میزاره کف دست خانواده اش من ا ...
سعی کن روی اصل راز داری کار کنید فرقیم نداره بازگو کردن پیش خانوادش باشه یا دوستان یا کس دیگه مهم نگهداشتنه رازه. هم شما هم اون. روی راز دار شدن کار کنید. روی نگفتن، سکوت کردن.چ، کم حرفی. اینا ب زندگیتون کمک میکنه