تو عنوان ننوشتم ک پر بازدید نشه
سرویسم هیزه
مرد
بعد شورشو دراورد مرتیکه ی کوتوله
اولاش مث خر نگاه میکرد ی لبخند زشتم رو صورت زشتش بود من خیلی اخم میکردم
دیگه اینکارو نکرد
تا اینکه متوجه شدم تو اینه نگاه میکنه بینا -وس
کیف گزاشتم جلو اینه
بعد ی مدت ورداشتم نگاه نکرد دیگه
یبار جلو نشستم نمیدونم چطور بگم ماشین میوفتاد تو دس انداز و هی تکون تکون میخورد این ح--مزاده ب جلو م نگاه میکرد تا اینکه من ازون بب بعد دیگه جلو ننشستم
الان هر کوفت میکنه بکنه بخوره تو سرش با ما کار نداشته باشه
ولی ماشینش رو صندلی سمت شاگرد پشتش
ی چیزای سفیدی انگار شیر پخش کردن رو صندلی
خودتون بفهمین چ غلطی تو ماشین میکنع🤢🤮
امروز ک اون دختره اونور نشسته بود من سمت پشت راننده نشسته بودم
دیدم سمت این دستمال کشیدس مسخصه قشنگ
ینی از قصد سمت من همونجوری موند
و برگشتنی از مدرسه زنگ زد ب یکی میگفت من عکس فرستادم تو بفرس و ت گفتی بخ--ش و😶 و مث خرر بلند بلند میخندید
داشت ب یارو میگفت ۴ تا دختر دارم ۴ تا پسر
منظورش سروییس مدرسه بود
من پیاده شدم گف یکی ازین دخترا..
حسم گفت داشت راجع ب من میگفت
چون من خیلی اخم و تخم میکنم
الان وسط سال نمیتونم سرویس عوض کنم
فقط بگین چیکار کنم ب این رفتارا ادامه نده
چون کلافه شدم واقعا
جوونم نیست خیر سرش ی کوتوله ی پیر
تقریبا ۴ و خوردهی