عزیزم عتمل و باعث بیماری من همسرم بود که بسیاااااار وحشی و پرخاشگر و غیر قابل تحمل شده بود آخرش فهمیدم به خاطر مال دنیا اینجور شده و میخواد خونه و زندگی رو از چنگم در بیاره و منو معامله کنه ...شوکه شدم انقدر حجم شوکم بالا بود انقددددر از رفتارهاش وحشت زده میشدم که دیگه وقتی برای ترسوندن من گفت برو طلاق بگیر
منم دیدم جز بیماری هیچی برام نداشته منم ۴ سال پیش جدا شدم همه چیز رو بخشیدم اموالی که از خودم بود ولی اون به نام خودش تموم کرده بود رو بهش دادم که حضانت بچم رو بگیرم
مثلا تهدید میکرد که اگه ماشینو ندی بچه رو میبرم میدونست من روی بچه حساسم
کلا ما رو با نامردی تمام معامله کرد
منم از همون روزا دچار حمله های شدید پتیک شدم طوریکه دکترا میگفتن هر لحظه ممکنه بری تو کما اصلا یه حال عجیبی داشتم
الانم اگه قرص مصرف نکنم همینطوری میشم زندگی زهرمارم شده
همش فکر و خیال دارم که چرا این بلا سر من اومد مگه من چه بدی کرده بودم
خیلی حالم بده دیشب که تاپیک زدم داشتم جون میکندم حتی نمیتونستم سرم رو ثابت نگه دارم
از همه لحاظ تحت فشار هستم از وقتی جدا شدم اتفاقات تلخی رو تجربه کردم که باورم نمیشه برای من پیش اومده باشه
طلاق خیلی خیلی سخت و تلخه
با اینکه خانوادم خیلی حمایتم میکنن ولی باز تار و پودم از هم گسسته ...
نمیدونم چی کار کنم خیلی خیلی داغونم و درمانده
غصه اینو میخورم که این حقم نبود که تو زندگی این اتفاقا سرم بیاد😭😭😭😭😭